متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٩ - ماركسيسمى كه بكشور ما فرستاده اند
يكى از دانشمندان متفكر درباره ابطال اين اصل (اصل تحول و تكامل خودبخودى) چنين استدلال ميكند: اگر اتم ئيدورژن كه از يك پروتون و يك الكترون خلق شده قرار باشد بخودى خود بطور اتوماتيك رو بكمال رود و تبديل باثم كاملتر هليوم گردد كه دو پروتون و دو الكترون دارد ناگزير بايد بعد از ميليونها سال اينك براى نمونه يك اتم ئيدورژن هم در دنيا وجود نداشته باشد و خودبخود تمام اتمهاى ئيدروژن دنيا علل و عوامل ضد خود را در خود ايجاد كرده و بصورت عناصر كاملتر تحول و تكامل يافته باشد، همين مثال در مورد تمام عناصر صادق است.
او مينويسد: پروتونها و نوترونها در درون هسته اتم بطور ثابت قرار دارند، الكترونها بعكس در هر لحظه ميليونها دفعه جاى خود را در اتم تغيير ميدهند. پس در هر پديده مادى عواملى ثابت و لايتغيّر و عواملى متغيّر وجود دارد، و نميشود كه ادعاء كرد هر چيز متحول است.
ميگويند: (اسلوب متافيزيك از برخورد با پديدههاى اول در علوم طبيعى پديد آمده و در قرن (١٧ و ١٨) نيز اوج يافت متافيزيك آن زمان حركت و پيدايش را انكار ميكرد و حركت را فقط مفهوم ساده در فضا مىدانست).
متافيزيك از اوائل طلوع انسانيت تاكنون وجود داشته و اين وجود از فطرت انسان پيدا شده انسان از وقتى خود را درك كرد،