متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٢ - ماركسيسمى كه بكشور ما فرستاده اند
براى جوانان كمتجربه و ساده، فلسفه متبركه ماترياليسم است: كشوريكه افكار جوانان آن متوجه خارج سرحدات كشور شوند، و از عقائد خود صرف نظر نموده پايدارى خود را از دست بدهند، مانند يك انسان فلج است، كه هر عقرب، مار و زنبور بلكه هر مگس و پشه ميتواند او را اذيت كند.
راستى استعمار جديد شرق و غرب كه چه جناياتى نميكنند مگر استعمار كثيف غربى نبود كه يك ميليون مسلمان رشيد الجزائرى و صدها هزار فلسطينى را قربانى گرفت و صدها هزار آنان را آواره و بىخانه كرد واز يك تا دو ميليون ويتنامى را نابود گردانيد؟
ولى اين مذهب است كه درس استقامت ميدهد، استعمار و استثمار را بهر شكلى كه باشد طرد ميكند، جامعه را مجبور ميسازد كه وطن فروشان خائن را از خود دور كند، عدالت و عفّت تقوى و فضيلت و اخلاق كامله انسانيت را در ميان مردم ترويج ميكند و لذا ماترياليسم با مذهب آشتىناپذير است ... بلى
- نور و ظلمت نشوند جمع بيك جا با هم-
ميگويند: «در حال حاضر ايدهاليسم و مذهب مدافع و پشتيبان وفادار نظم و بزوال سرمايهدارى است»:
خواننده گرامى متوجه است كه آقايان ماركسيستى نمىخواهند بحث علمى را تعقيب كنند، آنها طالب حقيقت نيستند، بلكه عقب