متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٣ - (٤) مكان حساب و دوزخ و بهشت
و مافوق افلاك مذكوره نه خلائى است و نه ملائى (يعنى نه پر است و نه خالى).
روى اين قواعد آيات قرآن كه وسعت بهشت را مانند وسعت آسمانها و زمين ميدانست، قابل تعقّل نبود زيرا اين بهشت اگر داخل افلاك باشد بايد همه جا بشمول زمين ما بهشت باشد و حس ما آنرا نفى ميكند، و كذب آن قطعى است، و اگر خارج افلاك باشد خلاف هيئت مذكور است كه مافوق افلاك هيچ موجودى قرار نگرفته است، ولى درين اعصار كه علوم تجربى تا حدودى توسعه يافته و حتّى سفينههاى فضائى راه كرهى مريخ را در پيش گرفته و بلكه بعضى از از آنها در كره مذكور رحل اقامت افكنده هيئت بطلميوسى باطل و حتّى خيلى از قواعد او حسّا و مشاهدتا از بين رفته اين اشكال نيز از عظمت بلكه از صحت خود تنزّل نمود و راهسپار عالم خيالات و وهميّات گرديد.
روى اصول هيوى امروزى بكمال سادگى ميتوان گفت كه بهشت و دوزخ دو كرهى بزرگى هستند كه در يك حصه دورى از فضاى وسيع كيهان ما قرار دارد، كه بطور قطع از منظومهى شمسى ما خارج است و احيانا بلكه باحتمال نود و نه درصد از كهكشان ما نيز بيرون است، و روى شرائطى كه در پايان دنيا در نظام عمومى عالم و قوهى جاذبهى آن پديد مىآيد كرهى زمين ما بآن دو كره