متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٧ - اثبات نبوت پيغمبر بزرگوار اسلام (ص)
(٣) از واضحات تاريخى بسيوادى آنحضرت است او در تمام دوران عمر قبل از پيامبرى خود نه درسى خواند و نه خطى نوشت، او بحكم محيط ظلمانى خود مانند سائر مردمان مكّه نوشتن و خواندن را بلد نبود.
قرآن مقدس اين موضوع را آشكارا بيان نموده، و در سورهى عنبكوت (آيهى ٤٧) چنين ميفرمايد: ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ.
يعنى قبل از نزول قرآن نه خوانا بودى و نه چيزى بدستت مينوشتى، تا مبطلين (مدّعيان بطلان حقّ در پيغمبرى و نزول وحى) شك و ترديد مينمودند،
آيهى ١٧ سورهى يونس چنين است: قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَ لا أَدْراكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ.
بگو اگر خدا ميخواست تلاوت نميكردم قرآن را بر شما و نه شما را بآن آگاه ميكردم، محقّقا در بين شما عمرى را (به بيسوادى) پيش از نزول قرآن گذراندم آيا بعقل خود رجوع نمىكنيد.
در سورهى اعراف (آيهى ١٥٧ و ١٥٨) بامى (يعنى بيسواد) وصف شده است.
اگر آنحضرت بيسواد نمىبود آيا ممكن بود در بين مردم به طور آشكار چنين دروغى ميفرمود (نعوذ باللّه) آبروى خود را مىبرد، و آيا مردم راهى براى تكذيب ادعاى پيغمبرى او پيدا نمىكردند،