متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٩ - (٥) توحيد
ما سابقا دانستيم كه نقص در ذات واجب الوجود محال است، و واجب موجودى است كه حتما بايد كامل باشد و اگر ذات هر كدام كمال باشد لازم مىآيد هر يكى ازين دو واجب فاقد كمالى باشد كه ذات ديگرى حائز آن كمال است، زيرا فرض ما درين صورت تباين ذاتى دو واجب است (دقّت شود).
فرض سوم مستلزم تركيب است، زيرا هر كدام از دو واجب مركّب از ما به الاشتراك و ما به الامتياز ميشود و تركب از خواص امكان است و با وجوب سازشى ندارد، وقتى صور سهگانه باطل شد فرض دوئيت واجب الوجود نيز باطل شده، توحيد مطلوب محرز ميگردد.
خواننده گرامى اگر در فلسفه مطالعات عميقى داشته باشد ازين برهان حسن استقبال ميكند، زيرا شبههى معروف اين كمونه، روى اين بيان مجالى براى ورود خود پيدا نمىكند، تا آنكه نيازى بجواب آن احساس شود، و شبههى اين كمونه شبههاى بود، كه زمان هاى زياد اذهان فلاسفه و دانشمندان معقول را بخود جلب كرده بود.
«ب» نفى شركت در خالقيّت.
خداوند همانطوريكه در مرتبهى وجود ذاتى خود شريك و انبازى ندارد، در مقام خالقيّت خود نيز شريكى ندارد، كائنات تماما مستند بارادهى حضرت خداوندى خودش ميباشد و اين موضوع در قرآن مجيد مكررا بطور وضوح بيان گرديده.
اگر مسلمانى عقيده كند در سازمان خلقت و دستگاه آفرينش بعضى از بندگان خداوند هرچند از اولياء و اصفياء بلكه از انبياء (ع)