متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٠ - حدوث عالم
ترجح بلامرجح يكى از قضاياى بديهى است، مانند دو دو تا چهارتا.
مقدمهى اول (جهان حادث و نوپيدا است) كه در منطق صغرى ناميده ميشود هرچند تا مقدار زيادى محسوس است، زيرا ما بچشم سر تحقق موجودات زيادى را پس از نيستى آنان مشاهده ميكنيم ولى در اثبات كلّيت و عموميت خود و اينكه تمام اجزاء عالم امكان پس از نيستى بوجود آمده باقامهى برهان فلسفى نياز داريم، و چنانچه برهان مذكور صحيح باشد دليل درست ميشود و الّا نه.
حدوث عالم
انصافا موضوع حدوث عالم يكى از غامضترين مسائل علم فلسفه و علم كلام است و دانشمندان هر دو علم راههاى مختلفى را پيمودهاند، فلاسفه اصرار دارند عالم قديم است يعنى مسبوق به نيستى نبوده هر چند معلول اراده ازلى خداوند است.
متكلّمين دنيا را بعلاوه صدور آن از اراده خداوند مسبوق بعدم ميدانند، و بعبارت ديگر فلاسفه عالم امكانى را فقط مسبوق بغير (اراده واجب الوجود) ميدانند كه ازين مسبوقيت بحدوث ذاتى كه همان امكان باشد تعبير ميكنند و از نظر زمان آنرا قديم و غير مسبوق بعدم ميدانند، متكلّمين، جهان را مسبوق بعدم و نيستى دانسته، و قدم زمانى آنرا باطل ميدانند و مسبوقيت مذكور را حادث زمانى نام گذاشتهاند.
هر كدام براى تصحيح مدعاى خود و ابطال عقيدهى ديگرى دلائل