افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٠ - اختلاف امت واحدة
گى امّت پس از دوره اول إنسانها مىباشد: «وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (النحل: ٩٣)»
البته إضلال و هدايت باز نه بحسب دلخواه و اراده جزافى كه از حكمت و عدالت خدا بدور است؛ بلكه بحسب اطاعت و معصيت خود مكلف كه متعمّد و يا مقصّر باشد و يا مطيع تحقق مىپذيرد، وهر مقدار قابليت آدمى براى پيروى حق بيشتر باشد هدايت او بيشتر است و أمادگى معصيت، بدبختى را بيشتر مىكند
آيه ديگر: «وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُدْخِلُ مَنْ يَشاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَ الظَّالِمُونَ ما لَهُمْ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ (الشورى: ٨)»
اين آيه نيز مانند آيات سابقه دلالت بر نفى يك دسته بودن إنسانها از لحاظ دين مىكند كه نه همهى مؤمن و موحّدند و نه همهى كافر، دستهاى به اختيار خود در رحمت خدا شامل مىشوند و دستهاى به اراده خود در گروه ستمگران كه در عالم تشريع نه سرپرستى دارند و نه يارى دهنده
و البته اين آيات، دسته سوّم را كه از نادانى و قصور خود بيراهه مى روند و عنادى با حق ندارند نفى نمىكند و آنچه كه در خارج اتفاق افتاده (البته در غير زمان هاى وجود أنبياء (ع) و خارج از شعاع هدايت و ارشاد مستقيم آنان) اين دسته سوم تقريباً أكثريت را تشكيل داده و مى دهند (هدايت شدگان، متمرّدين لجباز متعمّد و مقصر. و دسته هاى قاصر كه حجت بر آنان به اسبا ب گوناگون تمام نشده است)
آيه پنجم، «وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ (الزخرف: ٣٣)»
اگر نعمتهاى مادى كفار زمينه ساز ارتداد مؤمنين به كفر و تشكيل امّت واحده كفر نمىشد براى كافران از نقره خانههايى قرار مىداديم كه سقفهاى آن (ونردبانهاى آنها) از نقره