افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٣ - ٣ - تأثير قرآن بر انسان ها(داستان مهيج)
اى و حقك انت القائل و قولك الحق: نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ[١].
سبحانك انت القائل: إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ[٢].
سيد از كرسى به زير آمد، در حالى كه يك ثلث اعضا از گريه غش كرده بودند، و بقيه در حال گريه بودند. سيد به گريه آمد و مكررا مىگفت: إى و حقك اللهم نسيناك فانسيتنا انفسنا، تا اين كه براى سه ساعت غش كرد و به وسيله داكتر به هوش آمد و پس از تدبر و تفكر همه متفق القول شدند كه علت بدبختى، ترك عمل به دستورات اسلام است و مواد هفدهگانه زير را تصويت نمودند:
١- هر عضو دو شبانه روز حداقل يك حزب قرآن را با تفكر بخوانند.
٢- نمازهاى واجب در جماعت خوانده شود.
٣- امر به معروف و نهى از منكر ترك نشود.
٤- غير مسلمانان را به اسلام دعوت نمايند.
٥- با مبلغين نصارى به بهترين وجه مباحثه كنند. (وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ)
٦- احسان به فقرا در حدود امكان.
٧- هر كس انجام هر عمل مشروعى را از آنها خواست انجام دهند و يا اگر اطلاع از احتياج كسى پيدا كنند، ابتدائاً به آن اقدام نمايند.
٨- صله رحم به جا آرند.
٩- مريضان را عيادت نمايند.
١٠- اگر مسلمانى در بازار و مسجد ديده نشود جوياى او شوند، تا اگر مشكلى داشت آن را رفع كنند.
[١] . بلى به حق تو سوگند و تو گفتهاى كه مردم خدا را فراموش كردند و خدا خود آنان را از يادشان برد.
[٢] . خداى پاك، تو گفتهاى كه خدا حالت قومى را تغيير نمىدهد تا آن قوم آنچه را در آنان است تغيير ندهند.