افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧٠ - توكل پايگاه اصلى و عمومى مخلوق
دارد. به هر حال أنبياى مذكور (على نبينا و آله و (عليهم السلام) در اجسام برزخيه بوده اند و از نظر عقلى مانعى ندارد كه چشمان پيامبر اجسام برزخيه أنبياء و اجسام لطيفه ملائكه را با قدرتى كه خدا مىدهد ببيند. والله العالم بالحال.
توكّل پايگاه اصلى و عمومى مخلوق
«.. أَلَّا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِي وَكِيلًا، ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً» (الإسراء:- ٣ ٢)[١]؛ به موسى كتاب را داديم و آنرا هدايت براى بنى اسرائيل قرار داديم (و گفتيم) كه غير از من وكيل (و تكيه گاه معتمدى) نگيريد.
در جهان وسيع مادّى و روحانى براى همه موجودات با شعور وبى شعور[٢] محل إتّكاى جز واجب الوجود كه خالق كائنات است. وجود ندارد. و إعتماد همه جانبه كائنات (ريز و بزرگ ثابت و موقّت، ساكن ومتحرّك) در ابتداى وجود ثانيه ها و دقايق بقاءً و استمراراً چه زنده و چه مرده، بر إراده نافذ اوست.
سؤال: مگر قانون علّيت و سببيت عامّه در سراسر كائنات و كهكشان حكومت ندارد؟
جواب: چرا، و اين قانون عمومى غير قابل إستثناء و خلل ناپذير است ولكن اين قاعده مخلوق خلّاق جهان و قوانين مستحكم آن مىباشد. «وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ ..» (هود: ١٢٣)؛ آنچه كه عقل و علم گفته اند كه براى هيچ معلول جز يك علّت تامّه وجود ندارد، درست است ولى در خصوص علل عرضيه، و اما در اسباب طوليه ممكن است چندين
[١] - آيه دوم با آيه اول هيچ مناسبتى ندارد و اين عادت قرآن است كه در بسيارى از آيات مشهود است و مفسّرينى كه عهده دار اثبات مناسبت بين همه آيات شده اند و هر جا پيوند هاى خيالى و بدور از ذوق بيان مىكنند ضعف سليقه خود را بيان مى دارند و موجب ضياع وقت خود و ديگران مىشوند.
[٢] - در نظر ابتدايى جماد و نبات بى شعورند ولى در حقيقت شايد هيچ چيزى بى شعور نباشد« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً» الإسراء: ٤٤« وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ وَ كُنَّا فاعِلِينَ الأنبياء: ٧٩