افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦٢ - معراج در احاديث در ضمن چند فصل
آويزان، دوگوش او دُرْ زبرجد سبز و دو چشمش مانند ستاره زهره همانند دو ستاره درخشان مىدرخشد، شعاع آن همانند شعاع شمس است از حلقش مرواريد سرازير آفرينش او پيچيده و معقد بود، دو دست و دو پاى دراز درشت، نفس او مانند نفس آدمىها است، كلام را مىشنود و مىفهمد، برتر از حمار و كمتر از قاطر و استر[١].
٥- ابن طاووس در سعدالسعود «.. عنه (ص) .. فوضعنى جبرئيل فى شيءٍ كوكر الطير فلمّا طرقت ببصرى» و جبرئيل مرا در چيزى گذاشت كه مانند أشيانهاى پرنده بود كه به يك چشم به هم زدن ديدم من در مكان ديگرى هستم! جبرئيل گفت آيا مىدانى در كجايى گفتم نه گفت اينجا بيت المقدّس است خانه أقصاى خدا ...
٦- درصحيح بسيار مفصّل، هشام بن سالم از امام صادق (ع) جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل «براق» را خدمت رسول خدا (ص) آوردند يكى لگام او را گرفت، و دوّم ركاب او را و سوّمى لباسهاى آن حضرت را بر تن آن حضرت (ص) برابر نمود «براق» سركشى نمود، جبرئيل او را سيلى زد ... پس پرواز كرد و بالا رفت ..[٢] سند روايت صحيح است ولى اعتبار مصدر آن تفسير على بن ابراهيم محل بحث است كه در علم جال به آن اشاره كردهام.
٧- فى مرفوعة عن عبدالرحمن بن غنم قال: جاء جبرئيلُ الى رَسُولِ الله (ص) بدابّة دون البغلِ و فوق الحمارِ رِجلاها من يدَيها خطؤها مدا البصر، فكاراده النبى (ص) ان يركب امتنعت فقال جبرئيل إنه محمّدٌ فتواضعت حتى لصقت بالارض قال: فركبت فكلّما هبطت ارتفعت يداها و قصرت رجلاها و اذا صعدت ارتفعت رجلاها و قصرت يداها ..[٣]
٨- فى مرسلة الاحتجاج عن على (ع) ...: و عرج به (ص) فى ملكوت السماوات مسيرة خمسين
[١] - بحارالأنوار، ج ١٨/ ٣١٦، از خصال
[٢] - بحارالأنوار، ج ١٨/ ٣١٩.
[٣] - بحارالأنوار، ج ١٨/ ٣٣٣ نقلا عن الامالى.