افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢٤ - فوايد هجرت در راه خدا
مركز آن در منزل كوچك اينجانب بود. ولى به تأليف كتاب هم اشتغال داشتم.
در زينبيه دمشق كارم تدريس محصّلين علوم دينى بود ولى در قم تدريس را ترك كردم و به دنياى ديگر رفتم كه دنياى حزب و سياست بود. من فقط به فكر عمل به وظيفه شرعى و جهاد بودم و پول و اسلحه و تداركات هيچ به فكرم نمىرسيد.
بالاخره در هشت شهرستان ايران و چهار جا در پاكستان نمايندگيهاى حركت اسلامى فعاليت مىكرد، در حالىكه پايگاه هاى نظامىما در شهرها و ولسواليهاى (فرمانداريها) افغانستان براى مبارزه با كمونستها به فعاليت آغاز كرده بود و در بُعد سياسى خبر گزاريها و راديوهاى غربى كه نه بخاطرما كه به سبب تضعيف شوروى آن وقت، با ما مصاحبه مىكردند و صداىما را به گوش مسلمانان افغانستان و كشورهاى ديگر مىرسانيدند و روحيه آنان بالا مى رفت و روحيه كمونستها را تضعيف مىكرد، در تمام اين احوال مصارف گوناگون ما تنها به دوش جمعى قليلى از تاجران افغانى كه مرا قبلًا مىشناختند و به دوش كارگران مفلس افغانى كه با كمال اخلاص و اعتقاد براى دفاع از اسلام به دفترهاى ما در ايران مراجعه مىكردند، بود. كارگران افغانى هم پول مى دادند و هم داوطلبانه به جهاد مى رفتند و خون خود را در راه خدا مى دادند. البته اين پول همه مجانى نبود و مقدارى هم از وجوهات شرعى بود.
به هر حال بعداً در پاكستان پول و اسلحه به حد متوسّط به دست ما رسيد و به اندازهى توانايى مجاهدين خود در دفاع از اسلام و استقلال سياسى و وحدت ملى و كرامت مردمى، چهارده سال كار كرديم.
البته كاركرد احزاب متعدّد جهادى به اساس علاقه به اسلام و امكانات مالى و مواد نظامى مختلف بوده و خداوند از همه مجاهدين قبول بفرمايد. من از اين كه در عالم هجرت پشت