افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١٠ - كلامى در مورد عقل عملى در قرآن
ولى سؤال كننده در قياس إنسانى ناقص اين جهانى با إنسان كامل آن جهانى بسيار اشتباه نموده است حالات و اخلاق آن جهانى با اخلاق و تفكر إنسان اين جهانى قابل مقايسه نيست.
|
گر از اين منزل غربت به سوى خانه روم |
ديگر آنجا كه روم عاقل و فرزانه روم |
|
|
خرّم آنروز كزين منزل ويران بروم |
راحت جان طلبم از پى جانان بروم |
|
|
به هوا دارى او ذره صفت رقص كنان |
تا لب چشمهى خورشيد درخشان بروم |
|
در بهشت تا حدود زيادى نواقص نفسى و اخلاقى و حيوانى إنسان اصلاح مىشود و طرز تفكر اين جهان آدمى در سراى آخرت به كمال مىرسد و به تبع اين تغيير اخلاقى و فكرى آرزوهاى باطل و غير معقول تعديل مىگردد و رشد عقلانى بالا مىرود مثلًا در كودكى و نوجوانى آرزوهاى باطل و غير عقلانى و حتى غير ممكن داريم و در سنين بالا، رشد عقل و فكر، بسيارى از آرزوها و خيالات ما عقلانى مىگردد.
«وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً ...» (الحجر: ٤٧)
«وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ ...» (الأعراف: ٤٣)
از سينه هاى بهشتى ها كينه و بغض را مىكنيم (بيرون مىآوريم) و برادران هستند.
كلامى در مورد عقل عملى در قرآن
عقل به إعتبارا ادراك و مدركات خود به دوگونه تقسيم مىشود:
اول: عقل يا حكمت نظرى كه به همه كائنات و خالق آنها نگاه مىكند و احكام او منحصر به سه تا است: وجوب، امكان و امتناع؛ وجوب گاهى ذاتى و گاهى غيرى و گاهى قياسى مىباشد. امكان نيز از خود اقسام بيشترى دارد، امكان خاص، امكان عام، امكان قياسى، امكان استعدادى و امكان اخص و امتناع يعنى ضرورت عدم ذاتى، غيرى و قياسى مىباشد و اصل در ممتنعات اجتماع نقيضين است كه ضرورى الاستحاله است. و اما اجتماع ضدين و اجتماع مثلين و خُلف و دور و تسلسل و هر ممتنع ديگرى به تناقض بر مىگردد. و بعد از آن ضرورى