افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٧ - معنى عالمين؛ از نظر لغت عربى
ظاهراً اين معنى، تفسير إجتهادى راغب به حساب هيئت بطلميوسى است كه مدلول آنها به فلك و جواهر و اعراض كه فلك بر آنها مشتمل است تفسير كرده كه خلاف طريقه و روش يك فرد لغوى مىباشد و به حساب امروز (١٤٣٨ قo٥٩٣١ ش) معناى العالمين، ميلياردها كهكشان با محتويات آنها از جواهر و اعراض مىباشد. ولى إستعمالات قرآن كه گاهى آن را بر جمعى از مسافران قريه كوچك لوط (ع) اطلاق كرده، با اين معناى وسيع سازگار نيست.
راغب ادامه داده و مىگويد: العالمين در اصل اسمى است براى چيزى كه وسيله علم به چيزى مىشود؛ مانند طابع و خاتم كه وسيله آنچه كه طبع و ختم است، مىشود.
او اضافه مىكند: وجُعِلَ بناءه على هذه الصيغة لكونه كالآلة، و العالم آلة فى الدلالة على صانعه.
ولى اطلاق لفظ عالم و عالمين به همين إعتبار بر چند نفر مسافر كه احتمالًا در سالى به ٢٠٠ يا ٣٠٠ نفر مى رسيده اگر مضحك نباشد اقلًا درست هم نيست، مگر اين كه گفته شود بر خلاف قياس جمع اين كلمه (عالمين) از مفرد آن كمتر است؛ چون عالم همه ما سوى الله را شامل مىشود و چيزى از شمول آن بيرون نيست. تا محتاج به صيغه جمع باشد، لذا قهراً عالمين به معناى اقسام و يا انواع و اجناس عالم مىآيد و شايد به همين جهت در زبان بعضى از طلاب شايع شده كه جمع اين كلمه كمتر از مفرد آن شموليت دارد يعنى عالمين به معناى عقلاء مىباشد در حالىكه عالم به معناى ما سوى الله است.
و ممكن است كه عين همين معنا را در مورد كلمه «جهان» فارسى و «جهانيان» و يا «جهانها» و در مورد «كَون» عربى و «أكوان» گفت كه هر سه كلمه يك معنا را إفاده مىكند.
ولى اين توجيه در همه اسماى أجناس مانند آب، آتش، إنسان، حيوان و امثال آنها در عربى و فارسى جارى مىشود و در همه بايد صحيح باشد كه بگوييم صيغه مفرد آنها از صيغه