افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧١ - خلقت إنسان
١- تكامل انواع از نظر علمى
٢- تكامل انواع از ديدگاه قرآن
نخست به سراغ بحث اول مىرويم و منهاى آيات و روايات و تنها با تكيه بر معيارهاى خاص علوم طبيعى، روى اين مسأله بحث مىكنيم.
مىدانيم در ميان دانشمندان علوم طبيعى دو فرضيه در بارهاى آفرينش موجودات زنده، اعم از گياهان و جانداران، وجود داشته است:
الف: فرضيه تكامل انواع يا «ترانسفورميسم» كه مىگويد: انواع موجودات زنده در آغاز به شكل كنونى نبودند؛ بلكه آغاز موجودات تك سلولى در آب اقيانوسها و از لابلاى لجنهاى أعماق دريا ها با يك جهش پيدا شدند؛ يعنى موجودات بىجان در شرائط خاصى قرار گرفتند كه از آنها نخستين سلولهاى زنده پيدا شدند.
اين موجودات ذره بينى زنده، تدريجاً تكامل يافتند و از نوعى به نوع ديگر تغيير شكل دادند، از دريا ها به صحرا ها و از آنجا، به هوا منتقل شدند، و انواع گياهان و انواع جانوران آبى و زمينى و پرندگان به وجود آمدند.
كاملترين حلقهاى اين تكامل همين إنسانهاى امروزهستند، كه از موجوداتى شبيه به ميمون، و سپس ميمونهاى إنسان نما، ظاهر گشتند.
ب: فرضيهاى ثبوت انواع؛ يا «فيكسيم» كه مىگويد انواع جانداران هر كدام جداگانه از آغاز به همين شكل كنونى ظاهر گشتند، و هيچ نوع به نوع ديگر تبديل نيافته اند، و طبعاً إنسان هم داراى خلقت مستقلى بوده كه از آغاز به همين صورت آفريده شده است.
دانشمندان هر دو گروه، براى إثبات عقيدهاى خود مطالب فراوانى نوشتهاند و جنگها و نزاعهاى زيادى در محافل علمى بر اين مسأله در گرفته است، تشديد اين جنگها از زمانى شد كه لامارك (دانشمند جانور شناس معروف فرانسوى كه در اواخر قرن ١٨ و اوائل قرن ١٩