افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧٣ - پاسخهاى طرفداران ثبوت انواع
ولى طرفداران فرضيهاى ثبوت انواع يك پاسخ كلى به تمام اين استدلالات دارند، و آن اين كه؛ هيچ يك از قرائن قانع كننده نيست، البته نمى توان إنكار كرد كه هريك از اين قرائن سهگانه احتمال تكامل را در ذهن به عنوان يك «احتمال ظنى» توجيه مىكند، ولى هرگز يقين آور نخواهد بود.
به عبارت روشنتر إثبات فرضيهاى تكامل، و تبديل آن از صورت يك فرضيه به يك قانون علمى و قطعى، يا بايد از طريق دليل عقلى بوده باشد، و يا از طريق آزمايش و حس و تجربه، و غير از اين دو راهى نيست.
امّا از يكسو مىدانيم دلائل عقلى و فلسفى را به اين مسائل، راهى نيست، و از سوى ديگر دست تجربه و آزمايش از مسائلى كه ريشههاى آن در ميليونها سال قبل نهفته است كوتاه است!
آنچه ما با حس و تجربه درك مىكنيم اين است كه: تغييرات سطحى با گذشت زمان به صورت جهش «موتاسيون» در حيوانات و گياهان رخ مىدهد؛ مثلًا از نسل گوسفندان معمولى متفاوت است؛ يعنى بسيار لطيفتر و نرمتر مىباشد، و همان سرچشمهاى پيدايش نسلى در گوسفند بنام «گوسفند مرينوس» مىشود، با اين ويژگى در پشم.
و يا اين كه حيواناتى بر أثر جهش، تغيير رنگ چشم يا ناخن و يا شكل پوست بدن و مانند آن پيدا مىكند.
ولى هيچكس تاكنون جهشى نديده است، كه دگرگونى مهمى در اعضاى اصلى بدن يك حيوان إيجاد كند و يا نوعى را به نوع ديگر مبدل سازد.
بنا براين، ما تنها مى توانيم حدس بزنيم كه تراكم جهشها ممكن است يك روز سر از تغيير نوع حيوان در بياورد، مثلًا حيوانات خزنده را تبديل به پرندگان كند، ولى اين حدس هرگز يك حدس قطعى نيست؛ بلكه تنها يك مسأله ظنى است؛ چرا كه ما هرگز با جهشهاى