افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦٨ - نظر كلى إنسان ها به دينهاى آسمانى در تاريخ
قرآن مؤيد آن است، چگونه مى توانيم ادعا كنيم كه بشر براى عبادت آفريده شده و گرنه در روان و عقل و روح و غرايز بشر، علاقه به دين طورى نهادينه مىشد كه اكثريت به آن پاى بند مىگرديد.
سؤال
عقل مىگويد افعال عقلاء بايد تابع اغراض مفيد باشد و كار بى هدف صالح، زشت و قبيح مىباشد و خداوند حكيم خالق عقل است، بطريق اولى بايد افعال او تابع علت غايى مفيد باشد.
و به عبارت ديگر نياز عمل حادث موقوف بر علل چهارگانه خود و ضرورت آن، حكم عقل نظرى مىباشد و لزوم اين كه غايت و غرض بايد مفيد و نيكو بلكه به مقدار ممكن بهترين و مفيد ترين باشد، حكم عقل عملى مىباشد[١]. «الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ ...» (السجدة: ٧)
ولى تشخيص علت غايى گاهى براى عقل ميسر است و گاهى متعذر و حتى نا ممكن، در اين مقام تنها منبع فهم علت غايى از خلقت و آفرينش انسان قرآن مجيد كلام خود خداوند خالق است و عقل در آن راهى ندارد و اين هم آيات چندى از كلام خداوند كه فعلًا آن را در ذهن داريم:
١- وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (الذاريات: ٥٦) و كلمه لام ظهور در عليت غايى دارد.
[١] - در مورد خلقت آسمانها و زمين مثلًا ذكر شده كه نيافريديم آنها را مگر بحق و يا وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ الأنبياء: ١٦
ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا .. آلعمران: ١٩١
قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى طه: ٥٠ بعيد نيست كه مراد اين باشد كه هدايت تكوينى علت غايى خلق همه اشياء است.