افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦٧ - نظر كلى إنسان ها به دينهاى آسمانى در تاريخ
بعلاوه اينها، انسان متدبر و متعمق در قرآن مىداند كه پس از اجتماع ابتدايى آدم و فرزندان او و پراكنده شدن إنسانها در قطعات متباعد زمين سنت الهى بر اين نبوده كه براى همهىآنها پيامبر و دين بفرستد.
مثلًا از زمان اسحاق و يعقوب آيا در اماكن كره زمين هيچ بشرى جز بنى اسرائيل نبوده كه براى آنان رسولانى فرستاده مىشد كه موسى و عيسى (ع) دو پيامبر اولى العزم و أنبياء و رسولان ديگر تنها بر بنى اسرائيل بهانه گير كه با وجود موسى گوساله پرستى كردند فرستاده شود.
و نيز از زمان ابراهيم و اسماعيل (عليهما السلام) تا زمان بعثت خاتم النبيين (ص) آيا در اين منطقه مردم نياز به پيامبر نداشتند در دوره فترت چه كار مىكردند اگر بشر براى دين دارى خلق شده بود، بر خدا واجب نبود براى جلوگيرى از لغويت خلقت بشر رسولان بيشتر با توانايى بالاتر را مىفرستاد؟
بعد از بعثت پيامبر تا گذشتن هزار سال، دين اسلام به بسيارى از سر زمينهاى مسكونه انسان نرفت و حجت بر آنان تمام نشد.
بلكه در عصر ارتباطات ما، بيشتر كفار جاهل قاصر گفته مىشوند و عجيبتر اين كه از هفت و نيم ميليارد بشر در عصر ارتباطات ما، شايد شماره مسلمانان متوسط كه به احكام لازم دين ملتزم باشند به يك ميليارد نرسد، چنانچه شماره معاندان ومقصران غير مسلمان در نظر با انصافان از چند ميليون تجاوز نكند و بقيه جاهل قاصراند.
و يك امر عجيب ديگر كه در زمان هاى گذشته شماره علاقه مندان به بت پرستى بيشتر از شماره خدا پرستان بوده است.
در قرن بيست و يكم قرن علم و بيدارى بشر اگر احصائيه و آمارگيرى دقيق ثابت كند كه بتپرستان بيشتر از موحدين مسلمان باشند و يا شماره بى دينان بيشتر از دين داران باشد كه