افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣ - ضوابط تفسيرى
حجيتى ندارد، او به پندار خود در تفسيرش روايات ضعيف را در بحث روايى نقل فرموده و احتمالا فكر مىكند، قرينه خارجى بر حجيت آنها دلالت دارد!
او در اين كار خود دو اشتباه را مرتكب شده است: اول اين كه حجيت خبر واحد كه به روايات متواتره معنوى يا اجمالى و بناى عقلا ثابت شده، در غير احكام فقهى نيز ثابت است. و اگر تواتر اخبار را مورد ترديد قرار دهيم، شكى نيست كه تعداد روايات موجب اطمينان به صدور مدلول مشترك آنها يعنى حجيت خبر واحد فى الجمله مىشود.
اشتباه دوم اين كه روايات مرسل و ضعيف و مجهول الراوى را به مناسبتهاى جزيى اطمينان بخش دانسته است كه چنين نيست. يك اشتباه ديگر اين مفسر فيلسوف و متدين اين است كه حسن و قبح عقلى را در آخرت حجت نمىداند. زيرا اين احكام را عاقلان براى نظام دنياى خود اعتبار كردهاند و ربطى به واجب الوجود و آخرت ندارد، ولى از آيات قرآن امضاى اين احكام عقل عملى از جانب خداوند حتى در قيامت به دست مىآيد.
٢- جمعى از اهل علم در تفسير و حتى در عقايد و معارف اسلامى بر اقوال سلف- گذشتگان و قدماء- اعتماد مىكنند، و نظريات آنان را همچون آيات قرآن مىپذيرند و براى آنان قداستى خاص قايلند! همانند جمعى كه امروز به آثار عتيقه ارزش مىدهند.
اين كار يك نوع تقليد غلطى است كه از ضعف علمى و يا سادهلوحى دانشمندان ناشى مىشود، ما بايد عقب دليل برويم كه عقل ما قانع شود و يا حجت شرعى را تحصيل كنيم كه شريعت آن را حجت نموده باشد.
به هر حال با اعتراف به زحمتهاى علمى و اخلاص جمعى از سلف صالح، بايد بدانيم كه گمراهى بسيارى از متأخرين از نادانى و كمعلمى جمعى ديگر از سلف و يا ضعف تقواى خود آنان بوده است. مسلمان هوشمند بايد نه به سلف صالح، بدگمان باشد و نه سادهلوح و خوشباور، و در فهم حقايق بايد تنها پيرو برهان و دليل باشد.