افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٧ - مشكلى در حق رسولان(عليهم السلام)
شدند كه يارى ما به كسانى كه مى خواستيم رسيده و نجات داده شدند و عذاب ما ازمتمردين (دشمنان أنبياء) قابل رد نيست.
تا اينجا در آيه اشكالى به نظر نمىرسد و آيه به دلالت التزامى مىگويد كه رسولان علم غيب نداشته اند، يارى خدا بطول انجاميده و رسولان خدا (عليهم السلام) به اساس اسباب ظاهرى و عادى از يارى خدا نااميد شدهاند. و دليلى نداريم كه چنين يأس و نااميدى در شرايع آنان حرام بوده باشد.[١]
آنچه كه باعث تشويش فكرها شده اينجمله است (وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا) رسل گمان بردند به آنان دروغ گفته شده بوده. ازمجموع چنين به دست مىآيد كه رسولان از آمدن نصر و يارى خداوند نااميد شده بودند گمان بردند (و يا يقين كردند[٢]) كه به آنان دروغ گفته شده بوده كه (ناگاه يارى ما به آنان رسيد) بحث سر فاعل دروغ است كه در آيه ذكر نشده، على القاعده اين كذب به وحى مىرسد؛ يعنى رسولان به اين فكر افتادند كه شياطين به آنان وعده نصر إلهى را به دروغ إلقاء كردهاند و رسولان وحى را اولًا از مَلَك مىدانستند. ولى شك رسولان- نه يك رسول و دو رسول، در صحت وحى امريست كه از مجموع قرآن بطلان آن دانسته مىشود.
راغب در مادّه كذب، آيه فوق را چنين تأويل مى برد: «أى علموا أنهم تلقوا من جهة الذى
[١] - در سوره بقره آيه ٢١٤ چنين آمده است:« مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ» البقرة: ٢١٤؛ به پيشينيان شما سختيها و آسيبهاى فراوانى رسيد و مضطرب شدند تا جايكه رسول و كسانى كه با او إيمان آورده بودند گفتند: چه وقت يارى خدا مىرسد؟.
[٢] - راغب د رمفردات مىگويد: ظن چيزى است كه از أماره پيدا مىشود وقتى قوى شد، به علم مىرسد و باز مىگويد ظن وقتى قوى شد، يا او« انّ» مشدده و« أن» مخففه إستعمال مىشود. اگر اين قاعده صحيحى باشد« ظنوا» به معناى« علموا» مىباشد و علم براى عالم حجت عقلى مىباشد.