افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٩ - يك نكته مهم
دولتهاى اسلامى شرايطى وضع شود كه به كنترول و تقييد اين دسته منجر شود.
متأسفانه نه در جامع الازهر مصر و نه د رحوزه علميه نجف و قم و نه در ساير مراكز علمى دينى اصلاحاتى به وجود نيامده است. عجيب تر و أسفناكتر از آن، اين كه سى و هشت سال ازپيروزى جمهورى اسلامى ايران مىگذرد و تغيراتى در راه و روش حوزه هاى علمى به وجود آمده ولى در اين مورد مهم، هيچ اقدامى صورت نگرفته است. «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ ..» (الرعد: ١١). (تلك شقشقة هدرت ثم قرت) بر گرديم به اصل مطلب كه آيا در قرآن، همه چيز ذكر شده است؟
آيه آخر سوره مباركه يوسف (ع) مىگويد: «لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ .. (يوسف: ١١١)؛ در داستانهاى رسولان خدا- كه افراد كامل هستند- مايه پند و عبرت (براى شما) مىباشد (داستان يوسف با قرآن) حديث جعلى و افترايى نيست؛ بلكه تصديق كتب آسمانى أنبياى سابق پيش روى خود است. و تفصيل هر چيز و هدايت و رحمت براى مردمى كه إيمان دارند.
قراين اخير آيه، شهادت مى هند كه ضمير (ما كانَ حَدِيثاً)، به سوى قصه يوسف تنها بر نمىگردد؛ بلكه بسوى قرآن بر مىگردد كه تفصيل[١] همه چيز در آن است.
در باره تورات چنين تعبيرى آمده است: «ثُمَّ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ تَماماً عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ وَ تَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لَعَلَّهُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ (الأنعام: ١٥٤) «وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ ..» (الأعراف: ١٤٥) «وَ كُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْناهُ تَفْصِيلًا» (الإسراء: ١٢)؛ در اين آيه هر چند صريحاً ذكر نشده كه اين تفصيل لفظى در قرآن باشد ولى بعيد نيست كه چنين باشد، در خود آيه و آيه ٩ دقت كنيد: «وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ
[١] - مؤيد اين نظر آيه ٣٧ سوره يونس است.« وَ ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ الْكِتابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ» خوب دقت كنيد كه مطمئين مى شويد.