دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٧ - ١/ ٣ زيارت سوم
بر تو اى حجّت پنهان نماندنى خدا! سلام بر تو اى حجّت خدا بر هر كه در زمين و آسمان است! سلام بر تو؛ سلام كسى كه تو را از دريچه معرّفى خدا شناخته و برخى از صفات شايسته تو را برشمرده است و تو از آنها بالاترى.
گواهى مىدهم كه تو حجّت گذشتگان و باقىماندگان هستى. حزب تو چيره، دوستانت پيروز و دشمنانت زيانكارند و تو گنجور هر دانش و باز كننده هر [گره] بستهشدهاى. احقاقگر هر حق و باطل كننده هر باطلى. اى مولاى من! به امامت و هدايت تو و ولىّ و راهنما بودنت خشنودم و در پى جايگزين نيستم و جز تو كسى را ولىّ [خود] نمىگيرم.
گواهى مىدهم تو حقّ ثابت بىعيبى و وعده خدا در بارهات راست است و از درازىِ غيبت و طول مدّت، به ترديد نمىافتم و همراه كسانى كه تو را نشناختند و بى خبر ماندند، سرگردان نمىشوم؛ بلكه چشم به راه و منتظر روزگار [يا بازگشت] تو هستم و تو شفيع بى منازع [آخرت] و ولىّ بى مخالف [دنيا] هستى كه خداوند تو را براى يارىِ دين و عزّتبخشى به مؤمنان و انتقام از منكِران از دين بيرون رفته، ذخيره كرده است.
گواهى مىدهم كه [تنها] با ولايت تو اعمال پذيرفته و كارها پاك و نيكىها دو چندان مىشود. پس هر كس [در روز قيامت] ولايت تو را آورد و به امامت تو اعتراف كرد، اعمالش پذيرفته و گفتارش تصديق و نيكىهايش دو چندان و زشتىهايش محو مىشود، و هر كس از ولايت تو كناره گرفت و تو را نشناخت و ديگرى را جايگزين تو كرد، خدا او را به رو در آتش مىاندازد و عملى را از او نمىپذيرد و روز قيامت ترازويى برايش برپا نمىكند.
خدا و تو را- اى مولايم- بر اين [ادّعا] گواه مىگيرم، ظاهر و باطن آن يكسان است و نهان و آشكارش همسان، و تو هم شاهد باش كه آن عهد و پيمانم نزد توست؛ زيرا تو رشته به سامان آورنده دين، سرور پرواپيشگان و عزّت يكتاپرستان هستى و خداى جهانيان مرا به آن امر كرده است. پس اگر روزگار طولانى و عمرها به درازا بكشد، جز يقين و محبّتم به تو افزون نمىشود و جز به تو اتّكا و اعتماد نمىكنم و جز ظهور تو را