دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣ - چهار تعارض با احاديث قيام
پيرو داشتم، نشستن بر من جايز نبود».
از مركب پياده شديم و نماز گزارديم. پس از نماز، بزغالهها را كه شمردم، هفده رأس بود.[١]
در كتاب دعائم الإسلام از امام باقر عليه السلام روايت شده است:
إِذَا اجتَمَعَ لِلإِمَامِ عِدَّةُ أَهلِ بَدرٍ ثَلاثُمِائَةٍ وَ ثَلاثَةَ عَشَرَ وَجَبَ عَلَيهِ القيامُ وَ التَّغيير.[٢]
هنگامى كه براى امام به شماره رزمندگان جنگ بدر، سيصد و سيزده نفر، نيرو فراهم شود، قيام و دگرگون كردن نظام بر او واجب است.
گفتنى است كه هرچند سند اين احاديث، ضعيف است، ليكن مضمون آنها هماهنگ با قرآن و قابل قبول است.
گروه دوم، احاديثى هستند كه برخى از قيامهاى عصر امامان عليهم السلام (مانند قيام زيد بن على بن حسين عليهم السلام) را تأييد كردهاند. چهار نمونه زير، از اين گروه اند:
كلينى رحمه الله در حديثى به سند صحيح از عيص بن قاسم، از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه ايشان ضمن محكوم كردن قيامهاى نادرست معاصر خود، مىفرمايد:
لا تَقُولُوا: خَرَجَ زَيدٌ فَإِنَّ زَيداً كانَ عالِماً وَ كانَ صَدُوقاً وَ لَم يَدعُكُم إِلى نَفسِهِ إِنَّما دَعاكُم إِلَى الرِّضَا مِن آلِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله وَ لَو ظَهَرَ لَوَفَى بِما دَعاكُم إِلَيهِ إِنَّما خَرَجَ إِلى سُلطَانٍ مُجتَمِعٍ لِيَنقُضَه.[٣]
نگوييد: [اگر قيام در شرايط كنونى صحيح نيست، چرا] زيد قيام كرد؟! زيرا زيد، فردى دانشمند و راستگو بود و شما را براى به قدرت رسيدن خود، فرا نخواند؛ بلكه شما را به سوى فردى از خاندان پيامبر كه براى امامت لايق بود، فرا خواند و اگر پيروز مىشد، به وعده خود وفادار بود و دليل قيام او، شكستن قدرت نظام
[١]. الكافى: ج ٢ ص ٢٤٢ ح ٤، بحار الأنوار: ج ٤٧ ص ٣٧٢.
[٢]. بحار الأنوار: ج ١٠٠ ص ٤٩ ح ١٨( به نقل از دعائم الإسلام: ج ١ ص ٣٤٢ كه در نسخه ما به جاى« براى امام»،« براى اسلام» دارد).
[٣]. الكافى: ج ٨ ص ٢٦٤ ح ٣٨١، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٣٠٢ ح ٦٧.