دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢ - چهار تعارض با احاديث قيام
خالَطَهُم هَلَك.[١]
زمامدارانى بر شما حكومت خواهند كرد كه از شما مىخواهند بر خلاف آنچه از اسلام مىدانيد، عمل كنيد. پس هر كه با آنان مخالفت و دشمنى كند، نجات مىيابد، و هر كس از ايشان كناره بگيرد، سالم مىماند، و هر كس با آنان همنشينى داشته باشد، هلاك مىشود.
در حديثى ديگر، سدير صيرفى مىگويد:
بر امام صادق عليه السلام وارد شدم و به ايشان گفتم: شما چرا عليه حكومت وقت، قيام نمىكنيد؟ به خدا سوگند، نشستن شما جايز نيست!
فرمود: «چرا؟».
گفتم: زيرا پيروان و دوستان و ياران شما زيادند. به خدا سوگند اگر اميرمؤمنان عليه السلام به اندازه شما پيرو و يار داشت، تيم و عدى در خلافت او طمع نمىكردند.
امام عليه السلام فرمود: «سدير! فكر مىكنى پيروان من چه قدرند؟».
گفتم: يكصد هزار نفر!
امام عليه السلام فرمود: «يكصد هزار!؟».
گفتم: آرى و دويست هزار نفر ديگر!
امام عليه السلام پرسيد: «مىگويى من دويست هزار پيرو دارم؟!».
گفتم: آرى، و نيمى از دنيا!
امام سكوت كرد و پس از گذشت لحظاتى فرمود: «ممكن است همراه ما به ينبع[٢] بيايى؟».
گفتم: آرى ... در راه، امام عليه السلام پسربچّهاى را ديد كه مشغول چرانيدن بزغالههايش بود. با ديدن اين منظره، رو به من كرد و فرمود: «سدير! اگر من به شمار اين بزغالهها
[١]. المعجم الكبير: ج ١١ ص ٣٣ ح ١٠٩٧٣، الجامع الصغير: ج ٢ ص ٦٤ ح ٤٧٨١.
[٢]. منطقهاى در اطراف مدينه.