دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٧ - مقدمات بحث
عوامل پيشينى حتمى شدن و وقوع تقدير است- نمىتوان دخالت و يا كراهت نسبت به تقدير الهى دانست. اين بدان معناست كه ما بايد دعاها و گريههاى خود را به پيشگاه الهى تقديم بداريم؛ امّا در نهايت، به آنچه خداوند تقدير مىكند، راضى باشيم. مانند امام صادق عليه السلام كه هنگام بيمارى فرزندشان و پيش از مرگ او نگران بودند و دعا مىكردند؛ ولى پس از مرگ او، بىتابى نكردند و آرام و صبورانه، خبرش را اعلام و رضايتشان را به قضاى الهى، ابراز نمودند.[١]
شايد دعاى زير در فرمان امام به نايبش عمرى نيز به همين موضوع ناظر باشد:
فَصَبِّرنى عَلى ذلِكَ حَتّى لا احِبَّ تَعجيلَ ما أخَّرتَ، ولا تَأخيرَ ما عَجَّلتَ.[٢]
پس مرا بر اين امر شكيبا كن تا جلو افتادن آنچه را تو به تأخير مىاندازى و به تأخير افتادن آنچه را تو به جلو مىاندازى، دوست نداشته باشم.
يعنى ما بايد دعا كنيم و با اصرار از خدا درخواست خود را بخواهيم؛ امّا اين را نيز بطلبيم كه اگر حكمت خداوند و مصلحت ما بر چيز ديگرى قرار گرفت، بدان راضى شويم و حتّى تقديم و تأخير آن را بپذيريم و به خير و صلاح خود بدانيم.
٤. دعا كردن، افزون بر كمك به دستيابى در آنچه مطلوب ما و مرضىِّ خداوند است، در تلقين آموزههاى دينى و غيبى به دعاكننده و پالايش روحى و تقويت حسّ توحيدى او مؤثّر است. دعا در هويتبخشى به دعاكننده شركت مىجويد و موضع اجتماعى- سياسى او را روشنتر مىكند و احساس مسئوليت او را در آنچه بر عهده اوست، بر مىانگيزد. اين نكته، در بسيارى از ادعيه ما براى امام زمان عليه السلام به چشم
[١]. ر. ك: الكافى: ج ٣ ص ٢٢٥ ح ١١:« إنّا أهلَ البَيتِ إنّما نَجزَعُ قَبلَ المُصيبَةِ، فَإذا وَقَعَ أمرُ اللَّهِ رَضينا بِقَضائه وسَلَّمنا لَامرِه؛ ما اهل بيت، تنها پيش از مصيبت، بىتابى مىكنيم؛ امّا وقتى دستور خدا عملى شد، به قضايش خشنود و به فرمانش تسليم هستيم».
[٢]. ر. ك: ص ٢٦١ ح ١٠٩١.