توضيح المسائل: عبادات و معاملات - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٥٤٦ - فصل دوّم صيغه وقف و شرايط آن
فصل دوّم: صيغه وقف و شرايط آن
وقف جز با انشاى صيغه وقف توسّط واقف يا وكيل او تحقّق نمى يابد. و در انشاى وقف كافى است كه بگويد: «آن را وقف كردم»، يا «آن را حبس كردم».
(مسأله ٢٦٠٦) در انشاى وقف هر فعلى كه بر آن دلالت كند كافى است، از قبيل: امضا كردن پاى وقف نامه، به عنوان التزام به مضمون آن؛ سپردن عين موقوفه به دست متولّى آن؛ انداختن فرش در يكى از مساجد، يا مشاهد مشرّفه؛ نصب لوستر در مساجد، حسينيه ها و مشاهد مشرّفه؛ و هر كار ديگرى كه به انگيزه وقف انجام پذيرد و بر آن دلالت كند.
(مسأله ٢٦٠٧) در انشاى وقف بنيادهايى چون مساجد و حسينيه ها، گشودن در آنها براى اقامه نماز و اجراى مراسم مذهبى كفايت ميكند.
(مسأله ٢٦٠٨) وقف از ايقاعات است، نه از عقود، و لذا احتياج به قبول ندارد، چه افراد موقوفٌ عليهم نا محدود باشد، مثل فقرا، يا محدود باشد، مانند اولاد واقف.
(مسأله ٢٦٠٩) بنابر احتياط واجب در وقف قصد قربت شرط است، اگرچه واقف مسلمان نباشد.
(مسأله ٢٦١٠) در وقف شرط است كه در حال حيات واقف قبض شود و اگر پيش از قبض واقف بميرد، وقف واقع نمى شود و جزء تركه ميّت قرار ميگيرد. و بنابر احتياط واجب بايد قبض با اذن واقف انجام