توضيح المسائل: عبادات و معاملات - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٧٩٥ - فصل چهارم برخى احكام عمومى
توضيح خواهيم داد، اگر از گرسنگى به حدّ تلف شدن برسند، نمى توانند از مال حرام سدّ جوع كنند، مگر اينكه توبه كنند و عهد كنند كه ديگر به سراغ بغى و تعدّى نروند.
(مسأله ٣٧٧٩) «باغى» به كسى گفته ميشود كه بر عليه امام حق خروج كرده باشد، و يا براى خوشگذرانى و تفريح بدون اينكه نيازى به آن داشته باشد به شكار رفته باشد.
(مسأله ٣٧٨٠) «عادى» به راهزنانى گفته ميشود كه براى سرقت بيرون ميروند و اموال محترمه را به سرقت ميبرند.
(مسأله ٣٧٨١) آنچه در مسأله ٣٧٧٨ گفته شد، آيا به همه متجاوزان و ستمگران، كه خون به ناحق ميريزند و آبروى مؤمن را ميبرند، شامل ميشود يا نه؟ محلّ اشكال است.
(مسأله ٣٧٨٢) خوردن، نوشيدن و تصرّف كردن در اموال كسى كه مالش محترم است، بدون اجازه او، و بدون به دست آوردن رضايت او به اين تصرّف جايز نيست، مگر در مورد افرادى كه در قرآن كريم] سوره مباركه نور آيه ١٦ [بيان شده است و آنها عبارتند از: پدران، مادران، برادران، خواهران، عمه ها، عموها، دائى ها، خاله ها، دوستان و كسانى كه كليد خانه شان را در اختيار انسان ميگذارند. همسران و فرزندان نيز به آنها ملحق ميباشند.
(مسأله ٣٧٨٣) از خانه هاى ياد شده بدون به دست آوردن رضايت صاحبشان ميتوان استفاده كرد، ولى در چند مورد بنابر احتياط واجب بايد پرهيز كرد:
١) اگر انسان احتمال قوى دهد كه راضى نيستند، كجا برسد آنجا كه