توضيح المسائل: عبادات و معاملات - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٢٣٥ - مبحث دوّم چيزهايى كه سفر را قطع ميكند
(مسأله ١٢٣٤) كسى كه بيش از يك وطن دارد، به هنگام انتقال از وطنى به وطن ديگر، بايد در فاصله بين دو وطن به دو شرط نمازش را شكسته بخواند:
١) فاصله بين آن دو به هشت فرسخ برسد.
٢) در آن مسير كثيرالسّفر نباشد.
(مسأله ١٢٣٥) اگر كسى در يك شهر خانه و زندگى دارد و در شهر ديگرى محل كارش هست، و در هر دو مورد تصميم دارد كه براى هميشه به سكونت و تجارت خود ادامه دهد، همانند كسى كه دو وطن دارد، يعنى در هر دو شهر نمازش تمام است.
(مسأله ١٢٣٦) هنگامى كه محلّى را براى سكونت دائم انتخاب كرد، تا هنگامى كه از آن منصرف نشده، حكم وطن بر آن جارى است و هنگامى كه از آن منصرف شود، تا هنگامى كه از آن بيرون نرفته است از حكم وطن خارج نمى شود.
(مسأله ١٢٣٧) كسى كه از وطنش بيرون رفته، ولى هنوز اعراض نكرده و مردّد است كه در آن اقامت بكند يا نه؟ حكم وطن در حق او باقى است.
(مسأله ١٢٣٨) محلّى را كه انسان براى يك مدّت طولانى مسكن خود قرار ميدهد و در آنجا خانه و كاشانه تهيّه ميكند، در حكم وطن ميباشد، اگر چه قصد سكونت دائم ندارد، مثل دوران اقامت طلّاب در حوزه هاى علميّه و اقامت كارمندان و پيشهوران در محلّ كار و مأموريت خود.
(مسأله ١٢٣٩) انسان در مدّت سكونت خود در وطن و يا جايى كه در حكم وطن اوست، بايد نمازش را تمام بخواند و نيازى به قصد اقامه