توضيح المسائل: عبادات و معاملات - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٤٩٢ - احكام قرض و بدهي
١) كفن واجب
٢) حج واجب، اگر در حال حيات بر او واجب شده باشد.
(مسأله ٢٣٧٠) اگر شخصى كالائى را بخرد و پولش را پرداخت نكرده بميرد، فروشنده اگر جنس خود را در ميان اموال ميّت پيدا كند، ميتواند آن را بردارد، مگر در صورتى كه اموال ميّت براى پرداخت بدهى هايش كفايت نكند، در اينجا به نسبت طلب خود از تركه ميّت دريافت ميكند. در اين مسأله فرق نمى كند كه پرداخت نكردن ميّت به جهت مدّتدار بودن باشد و يا به جهت ديگرى باشد.
(مسأله ٢٣٧١) اگر ميّت بدهى مدّتدارى داشته باشد، با مجرد مردن بدهى او نقد ميشود و مدّت ساقط ميشود و ورثه بايد بدهى او را از تركه بپردازند و نمى توانند در پرداخت آن تأخير روا دارند.
(مسأله ٢٣٧٢) اگر ميّت از ديگران طلب مدّتدار دارد، آيا با مرگ او اين طلبها نقد ميشود يا نه؟ محلّ اشكال است، و بنابر احتياط واجب بايد ورثه با بدهكاران مصالحه نمايند.
(مسأله ٢٣٧٣) اگر بدهكار دسترسى به طلبكار نداشته باشد، بايد تصميم قطعى بگيرد كه هر وقت او را پيدا كند طلبش را بپردازد، و بايد به ورثهاش وصيّت كند كه اگر او را پيدا كردند طلبش را بپردازند و بايد در حدّ امكان تلاش خود را در جستجوى او ادامه دهد. و با اين مقدار به وظيفهاش عمل كرده است، اگرچه زمان به درازا بكشد و از پيدا كردنش نوميد شود.
(مسأله ٢٣٧٤) در مسأله بالا صدقه دادن به مقدار بدهى از طرف طلبكار واجب نيست اگر اين كار را انجام دهد ذمّهاش برىء نمى شود، و اين همانند مال مجهول المالك نيست كه وظيفهاش صدقه دادن از سوى