توضيح المسائل: عبادات و معاملات - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٦١٩ - فصل دوم احكام عقد نكاح و أولياى عقد
(مسأله ٢٩٣٩) اگر پدر و پدربزرگ از ازدواج دختر باكره جلوگيرى كنند و اين كار عرفاً به ضرر و زيان او باشد، ولايتشان ساقط ميشود، و دختر شخصاً در مورد خود تصميم ميگيرد.
(مسأله ٢٩٤٠) اگر اذن گرفتن از پدر يا پدربزرگ به جهت بيمارى و يا مسافرت طولانى آنها ممكن نباشد، اذن آنها ساقط ميشود و دختر به طور مستقل تصميم ميگيرد. و در اين صورت اذن ديگرى، چون برادر، يا حاكم شرع لازم نيست.
(مسأله ٢٩٤١) دخترى كه پدر و پدربزرگ ندارد، در تصميمگيرى مستقل است و هيچيك از فاميل و غير فاميل حق مداخله در ازدواج او ندارند، پس آنچه در برخى از خانواده ها مرسوم شده كه در امور دختر بالغ و عاقل مداخله ميكنند و يا در تصميم ولى دختر مداخله ميكنند، ستمى آشكار است، دور از معيارهاى دينى و شيوه جاهلانه است. و از موجبات فتنه و فساد است، كه در مواردى پيامدهاى ناگوارى نيز در پى دارد.
(مسأله ٢٩٤٢) كسى كه در مسائل مالى سفيه است، اگر در ديگر مسائل هشيار باشد، نه خودش و نه وليّش در مورد ازدواج او نمى توانند مستقلا تصميم بگيرند، بلكه بايد با اذن و توافق همديگر در اين رابطه تصميم بگيرند.
(مسأله ٢٩٤٣) كسى كه حق ولايت بر نكاح ندارد و در اين مورد وكالت ندارد، اگر اقدام به تزويج پسر يا دخترى بكند، اين عقد فضولى خواهد بود و نياز به اجازه آن شخص، يا ولى و يا وكيل او دارد، پس اگر آنها اجازه دهند، عقد نافذ ميشود، در غير اين صورت باطل ميگردد.