توضيح المسائل: عبادات و معاملات - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٤٩٤ - بحث تكميلى پيرامون تقاصّ
(مسأله ٢٣٧٧) اگر بدهكار تنگدست باشد، مهلت دادن به او واجب است، سختگيرى و وادار كردنش به پرداخت بدهى خود جايز نيست. بلكه مستحب است كه همه بدهى و يا قسمتى از آن را به او ببخشند و او را برىء الذمّه كنند.
(مسأله ٢٣٧٨) در مورد بدهكار توانمند نيز مستحب است كه با نرمش و ملاطفت مطالبه حق شود، سختگيرى و استيفاى حق، يعنى تا آخرين ريال وصول كردن، مكروه است.
(مسأله ٢٣٧٩) مستحب است انسان بدهى پدر و مادرش را بپردازد، مخصوصاً بعد از فوت آنها. چنانكه حلال كردن و برىء الذمّه كردن مؤمن در حال حياتش مستحب است، چه رسد به بعد از وفات.[٢٤]
***
بحث تكميلى: پيرامون تقاصّ
اگر انسان پيش كسى كالائى دارد و يا در ذمه او طلبى دارد و او از پرداخت آن امتناع ميورزد، اگر از مال او به مقدار طلبى كه از او دارد در دست قرار گرفت، ميتواند آن را به جاى حق خودش بر دارد. و به او اطلاع ندهد. اين كار را «تقاصّ» مينامند.
(مسأله ٢٣٨٠) در تقاصّ فرق نمى كند كه طرف، مال او را عمداً غصب كرده باشد، و يا به جهت شبههاى كه برايش حاصل شده او را مستحق اين مال ندانسته باشد، در هر دو مورد ميتواند به مقدار مال خود از او تقاصّ نمايد.
[٢٤] طباطبايى حكيم، محمد سعيد، توضيح المسائل: عبادات و معاملات، ١جلد، مهر ثامن الائمه عليهم السلام - قم - ايران، چاپ: ١، ١٣٩١ ه.ش.