توضيح المسائل: عبادات و معاملات - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٢٣٣ - فصل بيست ويكم نماز مسافر
مدت اقامت او در وطن به مقدار زيادى بيش از مدّت مسافرت باشد، بايد نمازش را در سفر شكسته بخواند.
(مسأله ١٢٢٣) در مسافرتهاى كوتاهى كه از نصف روز تجاوز نمى كند، ظاهر اين است كه چهار بار سفر كردن در يك هفته براى جريان حكم كثيرالسّفر كافى نيست.
(مسأله ١٢٢٤) كسى كه عنوان كثيرالسّفر بر او صدق كرده و نمازهايش را در سفر تمام ميخواند، اگر ده روز در وطن بماند، حكم كثيرالسّفر از او برداشته ميشود و در نخستين سفر بعدى بايد نماز را شكسته بخواند و روزهاش را افطار كند، چه از اوّل تصميم داشته كه ده روز در وطن بماند، يا بدون تصميم قبلى مانده باشد.
٧) رسيدن به حدّ ترخّص
(مسأله ١٢٢٥) نشانه حدّ ترخّص دو چيز است:
اوّل: در اثر فاصله گرفتن از شهر، اهالى شهر او را نبينند، به اين نشانى كه او نيز اهالى شهر را نبيند و تشخيص ندهد كه آيا ايستادهاند، يا راه ميروند.
دوّم: صداى اذان شهر (صداى مؤذّن، بدون استفاده از بلندگو) به گوش او نرسد.
(مسأله ١٢٢٦) مسافرى كه از وطنش خارج ميشود، پس از رسيدن به حدّ ترخّص نمازش شكسته ميشود، و مسافرى كه به سوى وطنش برمى گردد، تا هنگامى كه به حدّ ترخّص نرسيده نمازش شكسته است، يعنى حدّ ترخّص نقطه آغاز و نقطه پايانى سفر ميباشد.