توضيح المسائل: عبادات و معاملات - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٥٩١ - فصل پنجم احكام وصيّت
فصل پنجم: احكام وصيّت
(مسأله ٢٨١٨) وصيّت كننده تا زنده است ميتواند از وصيّت خود برگردد، پس اگر از قسمتى از آن برگردد، آن مقدار از وصيّت باطل ميشود.
(مسأله ٢٨١٩) بازگشت وصيّت كننده از وصيّت خود با هر سخن و يا عملى كه بر آن دلالت كند، محقق ميشود.
(مسأله ٢٨٢٠) انكار كردن وصيّت به معناى بازگشت از آن نمى باشد، مگر اينكه اين عمل براى اعلام عدم رضايت به آن وصيّت از او سر زده باشد، خواه وصيّت قبلى را فراموش كرده باشد يا نه.
(مسأله ٢٨٢١) اگر به چيزى وصيّت كند، سپس بر ضدّ آن وصيّت كند، مثلًا نخست وصيّت كند كه چيزى را به زيد بدهند، سپس وصيّت كند آن را به خالد بدهند، اين وصيّت به معناى بازگشت از وصيّت اوّلى است و بايد به وصيّت دوّم عمل شود، چه وصيّت اوّلى را فراموش كرده باشد يا نه.
(مسأله ٢٨٢٢) اگر ميّت چندين وصيّت كرده باشد كه در ميان آنها تضاد نيست، ولى تزاحم است، مثل اينكه به چيزهايى وصيّت كند كه مالى كه وصيّت در آن نافذ است به همه آنها كفايت نكند، اگر در ميان آنها چيز واجبى باشد، آن مقدّم ميشود، چه مالى باشد، مانند حج، و يا بدنى باشد، مانند نماز.
(مسأله ٢٨٢٣) در فرض ياد شده تفاوت نمى كند كه به همه آنها در يك زمان وصيّت كرده باشد، يا در اوقات مختلف، نيز فرق نمى كند كه به واجب جلوتر وصيّت كرده باشد يا نه.