توضيح المسائل: عبادات و معاملات - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٢٦٤ - فصل سوم احكام قضا و كفّاره
فصل سوم: احكام قضا و كفّاره
(مسأله ١٣٦٩) چيزهايى كه روزه را باطل ميكنند، هنگامى باطل ميكنند كه از روى عمد باشد، يعنى انسان بداند كه آنها روزه را باطل ميكنند و يادش باشد كه روزه است، پس مرتكب يكى از آنها بشود، در اين صورت روزهاش باطل ميشود. ولى اگر نميداند آن عمل روزه را باطل ميكند، يا غفلت دارد كه الآن روزه است، در اين صورت روزهاش باطل نمى شود.
(مسأله ١٣٧٠) اگر انسان را طورى به خوردن روزه مجبور كنند كه اختيار از او سلب شود، مثل اين كه دست و پايش را ببندند و آب در دهانش بريزند، روزهاش باطل نمى شود، ولى اگر به اين حد نرسد، مثل اين كه او را تهديد كنند و او چيزى را بردارد و بخورد، در اين صورت قضا بر او واجب ميشود، ولى كفّاره ندارد.
(مسأله ١٣٧١) اگر انسان به هنگام سحر به خيال اين كه صبح نشده مشغول سحرى خوردن شود، بعد معلوم شود صبح شده بود، اگر شخصاً به آسمان نگاه كرده بود و متوجّه طلوع فجر نشده بود، روزهاش صحيح است وگرنه بايد قضاى آنرا به جا آورد، ولى كفّاره ندارد. و اگر در غير ماه رمضان چنين وضعى پيش آيد مطلقاً روزهاش باطل ميشود.
(مسأله ١٣٧٢) هنگام مغرب هنگامى كه يقين به داخل شدن شب نكرده نمى تواند افطار كند و اگر افطار كند و بعد معلوم شود مغرب نشده بود، روزهاش باطل است و علاوه بر قضا، كفّاره نيز بر او واجب ميشود.