توضيح المسائل: عبادات و معاملات - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٤٨٨ - احكام قرض و بدهي
است كه در معاملات ربوى گفته شد.
(مسأله ٢٣٤٨) هنگامى كه طلبكار طلب خود را مطالبه كند، يا از او آثار عدم رضايت به تأخير طلبش ظاهر شود، بر بدهكار واجب است نسبت به پرداخت بدهى خود اقدام نمايد، مگر اينكه بدهى او مدّتدار باشد و زمان پرداخت آن نرسيده باشد. در اينجا طلبكار ناگزير است تا فرارسيدن آن وقتى كه در ضمن عقد قرض و يا عقد ديگرى تعيين شده انتظار بكشد.
(مسأله ٢٣٤٩) كسى كه قدرت پرداخت بدهى خود را دارد، نبايد آن را از زمان تعيين شده تأخير بيندازد، مگر اينكه طلبكار راضى باشد. و اگر قدرت پرداخت ندارد شايسته است با نرمش و ملاطفت از طلبكار عذر خواهى كند.
(مسأله ٢٣٥٠) بدهى حالّ، كه وقت پرداخت آن رسيده، با رضايت طلبكار به تأخير، به بدهى مدتدار تبديل نمى شود، مگر اينكه در ضمن عقدى زمان شرط شود، تنها چيزى كه هست اين است كه تا مدّتى كه طلبكار راضى باشد، اقدام به پرداخت آن واجب نمى شود، به مجرد اينكه مطالبه كند بر بدهكار واجب است نسبت به پرداخت آن اقدام نمايد.
(مسأله ٢٣٥١) اگر بدهكار با داشتن توانائى بر پرداخت بدهى خود و رسيدن وقت پرداخت، بدهى خود را پرداخت نكند، طلبكار، وكيل و يا ولى او حق مطالبه دارند، اگر امتناع كند ميتوانند او را وادار كنند كه بدهى خود را بپردازد، اگرچه به وسيله شكايت نزد حاكم شرع باشد.
(مسأله ٢٣٥٢) اگر راه رسيدن طلب خود منحصر باشد به اينكه نزد حاكم ستمگر شكايت ببرد، مانعى ندارد.