توضيح المسائل: عبادات و معاملات - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٦٠ - فصل هفتم احكام نفاس
(مسأله ٣٢٣) خونى كه هنگام خروج اوّلين جزء بچّه بيرون ميآيد حكم نفاس دارد، ولى مدّت نفاس از لحظات پايانى زايمان حساب ميشود، پس اگر بچّهاى را قطعه قطعه بيرون بياورند، مدت نفاس از خروج آخرين جزء آن حساب ميشود.
(مسأله ٣٢٤) اگر بعد از زايمان جريان خون ادامه پيدا كند و به يك ماه و بيشتر برسد، ظاهر اين است كه بعد از ايام عادت و سپرى شدن ده روز، در حكم مستحاضه است و اين حكم تا موقع قطع شدن خون ادامه دارد و تا خون تازهاى با ويژگيهاى حيض نبيند حكم استحاضه بر او جارى ميشود.
(مسأله ٣٢٥) اگر بعد از زايمان جريان خون به قدرى ادامه پيدا كند كه از مقدار متعارف مربوط به ايّام زايمان خارج شود، به حكم زنانى كه خون طولانى ميبينند عمل كند. حكم اين زنها در بخش حيض گفته شد.
(مسأله ٣٢٦) اگر بعد از زايمان جريان خون ادامه يابد و به تدريج كم شود، سپس طورى افزايش پيدا كند كه عرفاً خون جديد به شمار آيد، او نيز به حكم زنانى كه خون طولانى ميبينند رفتار كند.
(مسأله ٣٢٧) پس از قطع شدن خون نفاس واجب است با فرو بردن پنبهاى، درون رحم خود را وارسى و پاكيزه نمايد. حكم اين مسأله در مسأله شماره ٢٥٢ بيان گرديد.[٦]
(مسأله ٣٢٨) نماز، روزه و هر عبادت ديگرى كه طهارت در آن شرط است، بر زن در حال نفاس حرام است.
(مسأله ٣٢٩) روزه هايى را كه در ايّام نفاس ترك كرده، بايد قضاى آنها را به جا آورد ولى نمازهايش قضا ندارد.
[٦] طباطبايى حكيم، محمد سعيد، توضيح المسائل: عبادات و معاملات، ١جلد، مهر ثامن الائمه عليهم السلام - قم - ايران، چاپ: ١، ١٣٩١ ه.ش.