توضيح المسائل: عبادات و معاملات - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٦١٧ - فصل دوم احكام عقد نكاح و أولياى عقد
(مسأله ٢٩٢٦) صيغه عقد به يكى از دو صورت زير امكان پذير است:
١) زن مثلًا بگويد: «زَوَّجْتُكَ نَفْسى بِمَهْرٍ كَذا» و مرد بگويد: «قَبِلْتُ هكَذا» و امثال آن.
٢) مرد مثلًا بگويد: «تَزَوَّجْتُكِ بِمَهْرٍ كَذا» و زن بگويد: «قَبِلْتُ هكَذا» و امثال آن.
(مسأله ٢٩٢٧) در عقد نكاح لازم نيست فقط از مشتقّات لفظ
«زواج» استفاده شود، بلكه با مشتقّات واژه «نكاح» و امثال آن نيز ميتواند عقد نكاح را جارى ساخت.
(مسأله ٢٩٢٨) ثبت ازدواج در دفاتر اسناد رسمى و امضاى طرفين كفايت نمى كند و اثر ازدواج بر آن مترتّب نمى شود، بلكه حتماً بايد صيغه عقد در ميان آنها جارى شود.
(مسأله ٢٩٢٩) سر دفترها و صاحبان محضر، يا بايد هنگام ثبت ازدواج از طرفين وكالت بگيرند و عقد را جارى كنند و يا از آنها بخواهند كه قبل از ثبت در دفتر نسبت به اجراى عقد اقدام كنند.
(مسأله ٢٩٣٠) پدر، جدّ پدرى و جدّ او هر چه بالا رود، نسبت به پسر و دخترى كه به سن تكليف نرسيدهاند، ولايت دارند، و ميتوانند آنها را شوهر دهند و يا داماد كنند. پس اگر آنها را تزويج كردند، نافذ است و بعد از بلوغ حق رجوع ندارند.
(مسأله ٢٩٣١) پدر، جدّ پدرى و جدّ او هر چه بالا برود، نسبت به پسر و دخترى كه در ايّام كودكى ديوانه بودهاند و به سنّ تكليف رسيدهاند، ولى هنوز ديوانه هستند، نيز ولايت دارند، و اگر آنها بعداً عاقل شوند حق رجوع ندارند.