کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٠٨ - مبارك بودن خدا , صفت فعل اوست
نيست , ذات خداى سبحان با كمالاتش , در ازل بوده و هست . صفت فعل را از مقام فعل انتزاع مى كنند , در حقيقت , صفت فعل , عين فعل است نه عين فاعل . اگر تبارك بودن خدا صفت فعل است , و صفت فعل عين فعل است نه عين فاعل , پس انسان است كه مبارك است . سر اينكه وقتى امام معصومى - عليه السلام - به دنيا مى آيد , امام قبل مى گويد هيچ مولودى , با بركت تر از اين فرزند به دنيا نيامده , همين است . وقتى امام جواد - عليه السلام - به دنيا آمد , امام رضا - عليه السلام - فرمود : كسى به دنيا آمده كه موجودى با بركت تر از او به دنيا نيامده است [١٨] يعنى اين انسان كامل , منشا بركه الله است , يعنى( تبارك الله احسن الخالقين ) پس اين تبارك بودن , و احسن الخالقين بودن , صفات ذات نيستند , صفات ذات , همان علم و قدرت و حيات , و امثال آنهاست , بلكه صفات فعل اند و صفات فعل از متن فعل انتزاع مى شود , يعنى عين فعل است نه عين فاعل . پس خود انسان است كه مى شود احسن المخلوقين , و چون اين مخلوق احسن المخلوقين است , خداوند و آفريدگار او هم احسن الخالقين است , چون اين متبرك است , خدا تبارك است . تبارك بودن خدا را از اين فعل انتزاع مى كنند . احسن الخالقين بودن خدا را از اين فعل انتزاع مى كنند . تا موجودى احسن المخلوقين نباشد , خدا به خود , احسن الخالقين نمى گويد و احسن المخلوقين بودن به زيبائى جسم نيست . چون در اين بحثها هيچ فرقى بين يوسف كنعان و بلال حبشى نيست .
[١٨]- اصول كافى , ج ١ - باب الاشاره و النص على ابى جعفر الثانى , حديث ٩