کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٥ - انسان مستوى الخلقه است
فجور مى دهد و به تقوا مى رسد . وقتى به تقوا رسيد كريم مى شود . چون مدار كرامت , تقوا است , زيرا همانطور كه خداى سبحان , خودش را كه معلم بالذات و حقيقى است , به عنوان اكرم ياد كرد و كتاب آسمانى را كه برنامه درس است به وصف كرامت ستود و آورندگان آن كتاب را به صفت كرامت معرفى كرد , تقوا را هم راه تحصيل كرامت دانست و فرمود :
( ان اكرمكم عند الله اتقيكم ) [١٨]
يعنى انسان تقى , كريم است و هر كه اتقى است , اكرم است . در غير محور تقوا , كرامت نيست . بنابراين مايه كرامت كه تقوا است , به نهاد انسانى الهام شده است همچنانكه فجور او كه مايه دنائت است , اعلام شده است . اگر تقوا مايه كرامت است , فجور , مايه دنائت خواهد بود . اگر در جوامع روائى ما به تعبيرات گوناگون آمده است( : حب الدنيا رأس كل خطيئة ) [١٩] براى همين است . يعنى حب دنائت , مايه هر گناه و سقوط است .
پس فجور , مايه دنائت است , هيچ دلباخته دنيا بدون فجور نيست . چنانكه , هر انسان مكرمى از مدد تقوا استفاده كرده است .
پس اينكه خداى سبحان خود را به عنوان معلم اكرم معرفى كرده است مطلبى كلى را نگفته است كه راههاى وصول به آن را
[١٨]- سوره حجرات , آيه ١٣
[١٩]- اصول كافى , كتاب الايمان و الكفر , باب حب الدنيا و الحرص عليها , حديث ٨