کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٤ - انسان مستوى الخلقه است
( و نفس و ما سويها ) [١٦]
سوگند به نفس آدمى و خدايى كه آن نفس را مستوى الخلقه آفريد . آنگاه بيان كرد كه استواى خلقت روح به آنست كه به او فجور و تقوا الهام نمود , زيرا روح , شكل و قيافه و اندام ندارد كه مستوى الخلقه بودن يا غير مستوى الخلقه بودنش محسوس باشد , بلكه استواى خلقت روح به چيزى است كه از سنخ روح , يعنى يك امر مجرد باشد . لذا( فالهمها فجورها و تقويها ) [١٧] يعنى الهام فجور و تقوا , باعث استواى خلقت روح است .
پس هر انسانى را به فجور و تقواى نفسانى ملهم كرد , كه ناظر به مسائل اخلاقى و گرايشهاى عمل صالح است . پس خداوند هم انسان را با بينش توحيدى و الهى آفريد كه فرمود :
( فطره الله التي فطر الناس عليها )
و هم با گرايش اخلاقى كه فرمود :
( فالهمها فجورها و تقويها )
پس خداى سبحان , انسان را طورى آفريد كه اگر گرد دنائت دنيا طلبى روى چهره آئينه جانش ننشيند , هم خدا را مى بيند , هم خدا را مى طلبد . هم راه تقوا را مى شناسد , هم راه فجور را , و هم از
[١٦]- سوره شمس , آيه ٧
[١٧]- سوره شمس , آيه ٨