کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١١٢ - مبارك بودن خدا , صفت فعل اوست
گذرا است , در راه آنچه كه زوال ناپذير و ابدى است , قربانى كند . كرامت در اين نيست كه انسان بين باقى و فانى فرق نگذارد و يا باقى را فداى فانى كند , بلكه كرامت انسان در آنست كه فانى را فداى باقى كند , اما چه چيز باقيست و چه چيز فانيست ؟ خداى سبحان آنرا نيز مبسوطا بيان فرموده است .
و نيز بيان شد كه هر چه مصداق شى ء است مخلوق خداست( الله خالق كل شى ء ) [٢] ولى خداى سبحان در آفرينش هيچ موجودى نفرمود( : فتبارك الله احسن الخالقين ) [٣] بلكه اين را فقط در خصوص انسان فرمود . معلوم مى شود كه انسان احسن المخلوقين است , چون خداى او , احسن الخالقين مى باشد , و اگر مخلوقى برتر از انسان يافت مى شد , خداى متعال اين جمله را در خصوص آفرينش انسان نمى فرمود . اين احسن بودن انسان در مراحل جسمى نيست . زيرا در همه آن مراحل , حيوانات ديگر با انسان سهيمند , يعنى اگر خاك , كم كم به صورت مواد غذائى در آمده , نطفه مى شود , سپس در رحم قرار مى گيرد , و بعد علقه و مضغه و جنين مى شود , بين انسان و حيوانات ديگر در اين مراحل فرقى نيست . زيرا اگر نفس نباتى و حيوانى به انسان اعطا مى شود , به ديگر حيوانات هم داده مى شود . بلكه احسن بودن انسان , تنها مربوط به آن بخش( نفخت فيه من روحى ) [٤] يا( ثم انشاناه خلقا آخر ) [٥] است .
[٢]- سوره رعد , آيه ١٦
[٣]- سوره مؤمنون , آيه ١٤
[٤]- سوره حجر , آيه ٢٩
[٥]- سوره مؤمنون , آيه ١٤