سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٧٣٥ - نيمه شعبان
با اختلاف مذهبها و مشربها همگى مژده ظهور را كه بشارتى است الهى و وعدهاى است خدادادى به همه پيروان خود دادهاند.
اهل سنت در صحاح و مسانيد خود روايات فراوانى را در اين موضوع ذكر نمودهاند. در سنن ابىداود در جلد دوم، صفحه ١٠٧، حديث ٤٢٨٤ آمده است: ام سلمه كه يكى از همسران پيامبر- صلى الله عليه وآله وسلم- است، از ايشان شنيده است: المهدى من عترتى من ولد فاطمه. آنچه كه از اين روايت و نظاير آن استفاده مىشود، آن است كه عنوان مبارك مهدى نيز در امتهاى گذشته و اديان پيشين وجود داشته است و پيامبر در اين فراز به آن وجود شريف كه در ذهن همگان منقوش بوده اشاره كرده و فرموده است او از عترت من و از اولاد فرزندم زهراست.
بدون ترديد مىتوان گفت كه موضوع مهدويت و بشارت به ظهور آن حضرت از پيامبر اكرم- صلى الله عليه وآله وسلم- به نحو متواتر در كتب و اسناد عالمان مذاهب اسلامى به ثبت رسيده است كه شايد به آن اندازه پيرامون موضوع ديگر اثرى نيابيم. در كنار اين همه دلايل نقلى واضح و روشن، بررسى تاريخ حيات بشر به ما چنين نويدى مىدهد. در اين كنكاش مىيابيم كه انسان از آغاز تاكنون در آرزوى زندگى توأم با عدالت و حقطلبى و آرامش و معنويت كه همان فرياد هميشه زنده فطرت است بوده و به آن عشق ورزيده و در راه رسيدن به آن از هيچ كوششى دريغ نورزيده و آن را عالمانه و آگاهانه با علاقه آتشين و وافر در پيچ و خم حيات و در فراز و فرود زمان دنبال كرده است و با هرگونه دروغ و كاستى، تحميل و تبعيض و دشوارى دست به گريبان بوده و در نبردهاى خونين در عرصههاى جدال حق و باطل