سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٤٢٣ - موضع گيريها در زمان مرجعيت
خداوند و احكام اسلام هى سؤال مىكنيد؟ ما شماها را نياوردهايم تا بر ما به عنوان فلان قوه و فلان قوه حكومت كنيد. ما چهارصد هزار شهيد دادهايم براى احكام اسلام.
ما اسلام را مىخواهيم نه نظريات فلان خواهر را. شما اى خواهر محترمه، چه پايگاه علمى داريد؟ پنجاه سال، شصت سال ماها كه درس مىخوانيم، هنوز از احكام اسلام چيزى نمىفهميم؛ تو درسنخوانده مىخواهى در باره احكام اسلام نظر بدهى؟ اگر اينطور است، بگوييد: بنده مىخواهم فردا نماز صبح را چهار ركعت بخوانم. اگر اختيار دست من يا شما است، چهار ركعت كه بهتر از دو ركعت است. چهار ركعت دو ركوع اضافه دارد؛ چهار تا سجده اضافه دارد. خصوع و خشوع اضافه دارد. دلم مىخواهد نماز صبح را چهار ركعت بخوانم. مسئله من دلم مىخواهد، نيست؛ مسئله اسلام است. تعبد از احكام اسلام است.
هركه باشى، هرچه باشى، در هر مسندى نشسته باشى، خواهر باشى يا برادر، معمّم باشى يا غير معمّم، خواهش مىكنم اين روشنفكريها را كنار بگذاريد و بشويد عين حضرت امام خمينى. امام به قدرى در برابر احكام اسلام متعبد بود، مثل يك آدم عادى و معمولى. مثل اينكه هيچى بلد نيست. هرچه مىگويند، مىگويد: چشم. پس من و شما چكارهايم كه در مورد احكام اسلام نظر بدهيم و دهنكجى كنيم و هى بگوييم: به عقيده ما، به عقيده من. مگر تو كى هستى؟ چه عقيدهاى دارى در مقابل اسلام و در مقابل خدا؟» [١]
[١]. جمهورى اسلامى، ١٢/ ٧/ ١٣٧٦.