سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٥٤ - مصاحبه ها
است: يكى معنويت حاكم بر سپاه است، كه در برخورد با افراد آن، كاملًا مشخص است. تقيد اينها به مسائل دينى و احكام الهى و گرايش كامل به اسلام و عشق و علاقه به فراگيرى تمام مسائل اسلامى، جداً براى انسان جالب و جاذب است. دومين مسئله، تشكل و سازماندهى فراگير آن است كه در مدت بسيار كوتاه در هر شهر و روستا يك پاسگاه، پايگاه يا ستادى از آنها وجود دارد. چطور در ظرف مدتى بسيار كوتاه اينها چنين تشكل قابل توجهى به دست آوردند و سازماندهى كاملًا باارزشى پيدا كردند؟ اين نيست جز براى اينكه اينها هدفى مشخص دارند و خداوند تبارك و تعالى آنها را مورد عنايت قرار داده و در فاصله بسيار كوتاه توانستهاند با سازماندهى خودشان بر همه كشور تسلط پيدا كنند و مسائل را زير نظر داشته باشند.
اما در مورد جبهه؛ جبهه را نمىتوان به صورت يك جبهه جنگ معرفى كرد. آنجا دريچهاى از آخرت، كلاسى براى خداشناسى و راهى براى اسلامشناسى است. من دوبار موفق به حضور در جبههها شدم و بيشتر با برادران سپاه در جبهه تماس يافتم. اثرى كه جبهه بر روحم گذاشت و نقشى كه در من ايجاد كرد، بسيار مهم و قابل ملاحظه بود. جبهه را دريچهاى به عالم آخرت ديدم و راهى به جهان ابدى يافتم. ديدم افرادى كه در جبهه هستند، كأنّه در جهانى ديگر زندگى مىكنند. يك صفا و توجه كاملى بين آنها هست. يك همفكرى و همدردى بين آنها هست كه گويى هيچكس براى خودش شخصيتى قائل نيست. در كارها، در غذا خوردن، در رفت و آمدها، در تماسها و فعاليتها هركس هر مقدار آمادگى و توان در اختيار دارد، در