سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣٧٠ - مصاحبه ها
خبرگان سابق- كه ما هم در آن مجلس بوديم- ايشان اين مهم را يادآور شدند كه بزرگترين كار مجلس خبرگان، مسئله تعيين رهبرى است. حق هم همين بود و اين واقعاً عقيدهاش بود و در اين عقيده هم هيچ ترديدى نداشت. در اين زمينه، اگر هم خداى نخواسته احساس مىكرد كسى مىخواهد خلل و يا تضعيفى ايجاد نمايد كاملًا در مقابل او مىايستاد.
حاج احمدآقا به عنوان فرزند امام مطرح نبود بلكه به تعبير خودشان، مريد امام و به تعبير والاتر عاشق امام بود. كسى بود كه در مراحل مختلف، يك نوع آرامش و آسايشى را براى امام ايجاد مىكرد. البته درست است كه امام روح بلندى داشت و در تاريخ كمنظير و شايد بىنظير بود، ولى بايد پذيرفت شخص در هر مرحلهاى، نياز به افرادى دارد كه به نوعى از طريق آنان، آرامش و آسايشى را بتواند كسب كند و شرط آن افراد اين است كه صد در صد مورد اعتماد و اطمينان انسان باشند. حاج احمدآقا جداً مورد اعتماد و اطمينان امام بود و اين نقش را در مقابل امام ايفا مىنمود. ضمن اينكه به همان راه، به شدت و حدّت معتقد بود و خودش هم تعقيب مىكرد.
بايد تأكيد كنم كه ايشان به مثابه يك استوانه بسيار محكم و يك بازوى توانا براى نظام، مقام معظّم رهبرى و مسئولان نظام جمهورى اسلامى محسوب مىگشت. به نظر من مسئولان نظام از وفات حاج احمدآقا، خيلى بيش از همه متأثّر شدند و ضرر كردند؛ يعنى وجود ايشان وجود نافذى براى نظام بود و چه بسا افرادى كه از روى عدم اطلاع، نسبت به بعضى از مسائل و يا بعضى از مسئولان يك سرى انتقادهايى داشتند و يا حتى دامنه اعتراض را به بالاتر مىكشاندند، با