سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣٣٦ - مصاحبه ها
نزول حديث و جوّ صدور آن چهاندازه در فهم درست حديث دخالت دارد و ديگر نمونه فقهى از نقش آن در استنباط در مسائل شرعى.
در باره مثال اول در حديث شريف آمده است: «الجار ثم الدار؛ اول همسايه بعد خانه»؛ مقصود چيست؟ اگر حديث در جوّ بيان مقام و منزلت همسايه در اسلام صادر شده باشد، معنا اين است كه: انسان در مقام رفع حوايج بايد همسايه را بر اهل خانه خويش مقدم بدارد. اگر در جوّ خريدن خانه و مذمت از همسايه بد وارد شده باشد، معناى حديث اين است: اگر خواستيد خانهاى بخريد، اول دقت كنيد ببينيد همسايه آن خانه خوب هست يا خير؟ اگر خوب بود، خانه را بخريد و گر نه نخريد. اين دو معنا با يكديگر متفاوتند. حال آنكه از نظر جملات و ترجمه ظاهرى در هر دو صورت تغييرى حاصل نمىشود. تنها تعيينكننده يكى از دو معنا، آگاهى از شأن نزول حديث است.
اما مثال در باره نقش آگاهى از شأن نزول در استنباط حكم شرعى، مثالى را از درس آيتالله بروجردى برايتان عرض مىكنم. در حديث آمده: علامت مؤمن چند چيز است؛ از جمله جهر به «بسم الله الرحمن الرحيم». فقها مطابق اين حديث فتوا دادهاند كه در نمازهاى اخفاتيه مثل نماز ظهر و عصر مستحب است «بسم الله الرحمن الرحيم» بلند گفته شود.
مرحوم آيتالله بروجردى براساس همان شيوه تحقيق در شأن نزول و جوّ صدور، در اين استحباب ترديد مىكردند. ايشان مىفرمودند: اين حديث در جوّى صادر شده كه فتواى فقهاى اهل سنت بر اين بوده است كه در نمازهاى جهريه مانند نماز صبح و مغرب و عشا بايد «بسم