سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣٢٩ - مصاحبه ها
مىكردند براى ايشان پشهبند تهيه و آن را نصب كنند و امثال اينها.
ايشان پس از استقرار در قم دو درس شروع كردند: فقه واصول. غير از آيات ثلاث تقريباً همه بزرگان قم به درس ايشان حاضر مىشدند؛ از جمله حضرت امام. آن بزرگوار سالها در درس آيتالله بروجردى حضور يافتند و مباحث را مىنوشتند. گاهى در درس خارج مطالبى را از آيتالله بروجردى نقل مىكردند كه ما در جاى ديگر نمىديديم و معلوم مىشد از نوشتههاى خود ايشان است. درس ايشان از نظر كيفى بويژه فقه به دليل ابتكاراتشان، خيلى جاذبه داشت؛ فوقالعاده بود. در ضمن سؤالهاى بعد اين را بيشتر توضيح مىدهم.
در هر صورت حوزه قم به جنب و جوش افتاد. از طرف ديگر حدود يك سال و نيم از ورود ايشان به قم مىگذشت كه مرحوم آيتالله آقا سيدابوالحسن اصفهانى رحلت كردند. من آن زمان يكى، دو سال بود كه طلبه شده بودم. پس از انتشار خبر درگذشت آيتالله آقا سيدابوالحسن اصفهانى، طلبهها به صورت هيئت عزا به سمت منزل آيتالله بروجردى راه افتادند تا هم به ايشان تسليت بگويند و هم جانشينى ايشان را به طور طبيعى اعلان كنند. يادم هست وقتى وارد منزل آيتالله بروجردى شديم، ديدم امام از اندرونى بيرون آمدند و مانند كسى كه بهترين عزيزش را از دست داده باشد، گريه مىكردند. هيچگاه آن منظره از ذهنم بيرون نمىرود.
بزرگان قم نوعاً براى مرجعيت حضرت آيتالله بروجردى تلاش مىكردند؛ از جمله: حضرت امام و پدر من. البته عدهاى هم به مرحوم آيتالله آقاى حاج آقا حسين قمى نظر داشتند. در هر صورت ديرى نپاييد كه با رحلت آيتالله قمى زمينه اختلاف جزئى هم از بين رفت