سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣٢٧ - مصاحبه ها
شهر خارج مىشدند و به باغها پناه مىبردند و در تاريكى شب مجدّداً به حجرههايشان بر مىگشتند. اگر احياناً كسى در حجره مىماند، بايد طورى وانمود مىكرد كه در حجره كسى نيست. اين شرايط روز به روز سختتر هم مىشد.
پدرم مىفرمود: ما با عدهاى از دوستان از جمله حضرت امام- رحمه الله عليه- جلسهاى تشكيل داديم و در آن جلسه بحث اين بود كه اگر كار به جايى برسد كه ما را خلع لباس كنند، وظيفه چيست؟ در نتيجه تصميم گرفتيم كه اگر از لباس هم خارج شديم، وظيفه تحصيل و ارشاد مردم را به هر صورت كه شده، ادامه دهيم.
تضييقات به حدّى بود كه مرحوم آيتالله حائرى- مؤسّس حوزه قم- وقتى در سال ١٣٣٥ ق رحلت كردند، براى اين شخصيت بزرگ اجازه برپايى مجلس ترحيم ندادند. شنيدم: در همين قم بنا بود مجلسى تشكيل دهند. مأموران رژيم آمدند سماور و دم و دستگاه را بردند و تنها مسمّايى از مجلس ترحيم به عمل آمد.
بعد از مرحوم آيتالله حائرى آيات: حجت، صدر و خوانسارى كه آن زمان از آنان به «آيات ثلاث» تعبير مىكردند، مسئوليت حوزه را بر عهده گرفتند و حوزه در زمان اين بزرگان هم شرايط بهترى از زمان مرحوم حائرى نداشت. با زحمات بسيار و ارزنده اين بزرگان، حوزه از انحلال نجات يافت؛ ولى رشد و ترقى پيدا نكرد؛ زيرا نكته مهم اين بود كه مرجعيت در نجف مستقر بود و در قم فردى كه حتى همعرض باشد، وجود نداشت. لذا بزرگان حوزه قم به فكر افتادند تا آيتالله بروجردى را كه آن زمان در بروجرد سكونت داشتند، به قم دعوت كنند. ايشان اگرچه تا زمان مرحوم آيتالله سيد ابوالحسن اصفهانى