سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٧٠ - مصاحبه ها
فايده و يا مبتنى بر مسائل غير قابل قبول مانند مباحث معانى حرفيه؛ چون علاوه بر اينكه داراى بحثهاى دامنهدارى مىباشند، ثمره عملى معتنابهى در فقه بر آنها مرتّب نمىشود.
همچنين پارهاى از بحثهاى ديگر كه برخى از علماى فن به طور كلى منكر ترتّب ثمرهاى بر آنها شدهاند، البته به استثناى مسائلى كه در بالا بدانها اشارت رفت، ديگر مباحث اصول فى نفسه تنها وسيله تفقّه است و به شدت مورد احتياج فقها است؛ زيرا در تنگناهاى فقه، كه معمولًا مورد ابتلاى فقيه است، قواعد و راه حلهايى كه اصول ارائه داده از قبيل استصحاب و اصالت حليت بويژه حجيت خبر واحد و بحثهاى عام و خاص و مطلق و مقيّد و بحثهايى در باره حجيت ظواهر كتاب، جداً به داد او مىرسند.
در مورد تغيير سيستم علم اصول چه در مقام تدريس و چه در مقام تدوين، عدهاى به غلط تصور كردهاند كه پارهاى از مسائل كه اصلًا ارتباط با فقه ندارد در آن راه پيدا كرده و بر همين مبنا نظرياتى دادهاند كه با حقيقت امر وفق نمىدهد. اتفاقاً چندى پيش در جلسه درس اصول هنگامى كه بحث در موضوع علم بود، عدهاى از دوستان بعضى از نظريات جديد را در اين زمينه مطرح كردند كه مورد بحث و بررسى قرار گرفت و معلوم شد كه اين نظريات پايه علمى ندارند و اصلًا با نظريات بزرگان علم اصول قابل مقايسه نيستند.
تذكرى كه خدمت طلاب و فضلاى عزيز حوزه علميه دارم اين است كه در دوران تحصيلى خود بايد تنها يك دوره اصول بخوانند؛ البته اين يك دوره را با تمام تفاصيل آن همراه با تحقيق و مطالعه كافى و بحث و بررسى با همكاران علمى خود به پايان ببرند و از گذراندن