سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٥٦ - مصاحبه ها
شروع به تحصيل رشته علوم دينى كردم؛ زيرا از همان دوران كودكى علاقه شديدى نسبت به اين رشته در خود احساس مىكردم. در آن زمان كه سالهاى حاكميت طاغوت به شمار مىرفت، خفقان شديدى در كشور حكمفرما بود. با اين حال هر وقت موضوع انشايى به دانشآموزان داده و ضمن آن از ما سؤال مىشد: پس از پايان دوران ابتدايى در چه رشتهاى ادامه تحصيل خواهيد داد؟ با اينكه استعداد فوقالعاده در علوم جديد از خود نشان مىدادم و حتى در امتحانات نهايى پايان دوره ابتدايى عنوان رتبه اول در شهرستان قم را احراز كردم و به همين مناسبت كتابهايى كه با دستخط رئيس آموزش و پرورش وقت توشيح شده بود، از طرف اداره فرهنگ به من داده شد كه هنوز هم پيش من موجود است، تمايل شديد خود را به ادامه تحصيل در رشته علوم دينى پس از پايان دوران ابتدايى، پنهان نكرده، آن را با آب و تاب تمام در ورقه انشا شرح مىدادم.
آن وقتها حوزه، طلاب زيادى نداشت و تعداد كمى در آن مشغول تحصيل بودند. من هم مانند ديگران در همين مدرسه فيضيه كه درسهايى در آن تشكيل مىشد، مشغول درس و بحث شدم. پيشرفت من در دروس حوزه در حد استعداد متوسط و يا كمى بيش از متوسط بود. حوزه آن زمان از نظر استاد خوب و منظّم، كمبود داشت. از اين رو ما همواره مجبور بوديم اساتيدى براى درسهاى مورد نظرمان پيدا كنيم و همواره مىتوانستيم اساتيد بسيار خوبى براى خود بيابيم.
اساساً يكى از عللى كه در پيشرفت و موفقيت ما در آن روز نقش مؤثرى ايفا مىكرد و با كمال تأسّف بايد اذعان كنم كه امروزه حوزه با كنار گذاشتن آن دچار ضايعه نسبتاً سنگينى شده است، همان