روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٥ - ترجمه
تبينى كه مىگويد: سَآوِي إِلىٰ جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمٰاءِ ،اوميد نجات مىداشت و روا مىداشت كه آن از جملۀ عجايب جهان است،پس از اين وجه ملجأ نشد.
آنگه چون مدّت بر آمد-و گفتند:چهل روز بود-و گفتند:چهل روز از آسمان آب مىآمد و در هوا معلّق مىاستاد،و چهل شبان روز آب از زمين مىبرآمد آنگه:
...فَالْتَقَى الْمٰاءُ عَلىٰ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ [١] ،آنگه هر دو به هم آمد [٢]،چون همۀ عالم آب بگرفت،و گفتند:از كوهى كه از آن بلندتر نبود در زمين،چهل گز بگذشت،و همۀ عالم خراب شد و همۀ كافران هلاك شدند،و خداى تعالى از ايشان انتقام كرد و كينه بكشيد و نوح متسلّى [٣]شد و قضاى خداى-جلّ جلاله-برفت،وحى كرد بر زمين و آن بر سبيل توسّع باشد بقوله: وَ قِيلَ يٰا أَرْضُ ابْلَعِي مٰاءَكِ ،گفتند:اى زمين آب خود فروبر،و اى آسمان آب بازگير.و بلع،به گلو [٤]فروبردن باشد،و اقلاع بازاستادن باشد،يقال:اقلع المطر و السّحاب اذا امسك. وَ غِيضَ الْمٰاءُ ،و آب بكاهانيدن [٥]و به زمين فروبردن [٦]، وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ ،و كشتى نوح بر كوه جودى راست شد و باستاد،و گفتند:هلاك باد گروه ظالمان را.مجاهد گفت:كوهها متطاول شدند تا آب به ايشان نرسد،مگر كوه جودى كه او سر فروبرد بر سبيل تواضع،[آب] [٧]از بالاى همۀ كوهها برفت و به جودى نرسيد،و اين بر سبيل تمثّل [٨]باشد و چون رمزى، تنبيها على التّواضع و ترك التّرفّع.
در خبر است كه:رسول-عليه السّلام-گفت:نوح-عليه السّلام-اوّل روز از رجب [٩]در كشتى نشست،و به روايتى:روز دهم از رجب نوح-عليه السّلام-با جملۀ قومش آن روز روزه داشتند،و كشتى ايشان را شش ماه مىگردانيد،در اواخر ذوالحجّه [١٠]بر جودى باستاد.و در اخبار اهل البيت آمد كه:هژدهم [١١]ذوالحجّه [١٢]بود،
[١] .سورۀ قمر(٥٤)آيۀ ١٢.
[٢] .آو،آج،بم،لب،آز:بر هم آمدند.
[٣] .آج،مج،لب،آز:مبتلا.
[٤] .گلوا/گلو.
[٥] .مل:بكاهانيد،مج:بكاهانيدند.
[١٢] [٦] .مل:فروبرد،مج:فروبردند.
[٧] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،افزوده شد.
[٨] .آز:تمثيل.
[٩] .آج،لب،آز:روز رجب.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:ذىالحجه.
[١١] .آج،آز:هشتدهم،لب:هيجدهم.